تبليغاتX
سلام آشنا
وبلاگ شخصی
 عمادالدین باقی کیست ؟
سلام

عمادالدين باقي را کمي بشناسيم

 بازداشت مجدد عمادالدين باقي بار ديگر محملي جهت خبرپراکني و موضع گيري هاي متفاوت و بعضا متناقض از سوي رسانه هاي داخلي و خارجي گرديد. به گونه اي که در هر جبهه از رسانه هاي داخلي حالت افراط و تفريط به خود گرفت. همانگونه که رسانه هاي راستگرا در ارائه دلايل دستگيري و بازداشت جبهه زياده روي(شايد هم به حق) در پيش گرفتند و اتهاماتي را به وي منتسب کردند رسانه هاي معروف به اصلاح طلب نيز گرفتار تفريط شده و با عينک مظلوم نمايي به تنظيم خبر پرداختند. اما اين همه در صورتيست که بسياري از مخاطبان هر دو طيف تنها نام "عماد باقي" را شنيده اند و هيچ ذهنيتي در مواجهه با خبر دستگيري وي نداشتند و اين گونه هست که هر دو طيف مخاطبان شديدا تحت الغاي فضاي ساخته شده قرار گرفته و ذهن بي پشتوانه خود را همراه با رسانه ها کردند. در اين مختصر در پي واکاوي شخصيت و چيستي دلايل بازداشت باقي نيستيم که مخاطبان و مراجع ذي صلاح را در اين امر ارجع تر مي دانيم. هدف تنها ارائه اي از گزارشي فهرست وار از زندگي باقي و سپس نقد کوتاهي بر نظريات و آراي اوست. باشد که بهانه اي شود جهت فتح باب نقد و نظر منصفانه و صحيح پيرامون کليه مسائل.


عماد باقي کيست؟
عمادالدين باقي دومين فرزند حبيب الله باقي است که در 5 ارديبهشت ماه 1341 در عراق به دنيا آمد. حاج حبيب از بازاريان و تاجر برنج و روغن به کشورهاي حاشيه خليج فارس بود اما خانه بزرگ او پيش از ورشکستگي ميزبان برخي روحانيون بود. و بعد از ورشکستگي نيز ناگزير از کوچ به علی آباد جنوبی در بین خزانه و جوانمرد قصاب شد. عماد از سن 14 سالگی وارد بازار کار شد و در کنار درس خواندن مشاغلی چون تپربافی، بلور سازی، آلومینیم سازی و بنایی را تجربه کرد. اما در همین سنین به همراه برخی دوستان گروه تبلیغاتی "میثم" را جهت اصلاح بی بند و باری های اخلاقی پایه گذاری کرد. این گروه بعدها در مقاطع مختلف حضوری میدانی و فعال داشت. در کوران حوادث انقلاب تحت تاثیر آرای دکتر شریعتی وارد مبارزات شد بعد از انقلاب انجمن اسلامی گروه های جنوب تهران را در مسجد هرندی دروازه غاز راه اندازی کرد و در سال 1359 اقدام به تشکیل خانواده نمود. در برهه ای از زمان باقی عضو انجمن حجتیه نیز بود که در سال 58 به دلیل برخی اختلافات فکری از آن جدا شد. سعید حجاریان و عباس عبدی از تاثیرگذاران در شکل گیری ذهن سیاسی باقی محسوب می شوند. او تحصیلات حوزه را تا پایان سطوح مقدماتی در قم به پایان رساند و در سال 77 نیز موفق به اخذ فوق لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه علامه شد. باقی بعد از ازدواج حکم تدریس جامعه شناسی، ادبیات و اقتصاد را اخذ و در دبیرستان مشغول به تدریس شد. در اوایل تشکیل سپاه به عنوان یکی از معتمدین محلی توسط افراد محل به عنوان افراد تشکیل دهنده اولیه سپاه معرفی شد و بعدها نیز در دفتر سیاسی و در بخش خارجی این دفتر نیز عهده دار برخی مسئولیت ها شد. باقی که پیش از این کتابی با عنوان "شناخت حزب قاعدین زمان" درباره انجمن حجتیه نوشته بود حال با انتقاد از این نوشته سابق در موضع جانبداری از انجمن حجتیه مجبور به استعفا از سپاه در سال 63 شد. وی ادامه حیات سیاسی خود را در انتشار مقالات در روزنامه های سلام و همشهری پی گرفت و بعدها در انتشار روزنامه های جامعه، توس، خرداد، صبح امروز و عصر آزادگان( که همه از روزنامه هاي تند و بد بوي برانداز آن زمان بودند) حضوری فعال داشت. او با این تجربه و انتشار کتاب هایی چون تراژدی دمکراسی در ایران با حکومت زاویه گرفت و در جایگاه منتقد شروع به قلم فرسایی کرد. وزارت اطلاعات ، سپاه، صداو سیما، نیروی انتظامی، علی فلاحیان (وزیر اطلاعات سابق)، مصطفی پور محمدی (قائم مقام وزیر اطلاعات)، اصلانی وکیل کیهانو، محتشم مدیر یالثارات و مدعی العموم از جمله شاکیان باقی در اولین دادگاه رسیدگی به تخلفات باقی بودند. قلم و آرای باقی در زمینه حقوق، فقه و سیاست مورد انتقاد بسیاری تاکنون قرار گرفته است و تاکنون از سوی دادگاه در چند نوبت مستحق مجازات زندان و نیز ممنوع الخروج شدن تشخیص داده شده است.


باقی چگونه می اندیشد؟

شاید بارزترین ویژگی آثار قلمی و زبانی عمادالدین باقی تلاش وی برای مقارن نشان دادن حقوق بشر و دین (و به طور خاص اسلام) باشد. عماد باقی به صراحت معیار داوری خود را حقوق بشر می داند و عدم تعارض این معیار با دین را بصورت یک اصل پیشینی پذیرفته شده می داند. اما آیا بواقع چنین است؟


حقوق بشر و دین
باقی در مقاله ای با عنوان "حقوق بشر یا حقوق مومنان" که در آن نیز بسیار به مراجع و منابع قرانی اشاره کرده است، به این جمع بندی می رسد که بنیان اندیشه قرانی کرامت ذاتی انسان است و لذا فقه و نظام حقوقی اسلامي باید بر پایه این اصل بنا شود و لازمه این اصل را "بهادادن به انسان به ما هو انسان" می خواند اما ببینیم آیا اسلام و حقوق بشر را می توان بر یک اقلیم نشاند؟ «علامیه حقوق بشر در قالب 30 اصل بنا شده است که از این اصول تفسیرهای مختلفی صورت می گیرد. یک تفسیر آنرا مخالف مبانی دین می داند و تفسیر دیگر نه تنها آن را مخالف با مبانی دین نمی داند بلکه آن را موجب آزادی و مساوات انسان ها تصویر می کند»1 عماد باقی جزو گروه دوم قرار دارد. آنچه در برخورد با اعلامیه حقوق بشر واضح و مبرهن است منافات برخی تعالیم مندرج در آن با تعلیم و تربیت دینی است «دین همجنس بازی را مذمت ولی اعلامیه حقوق بشر آن را ترویج و یا حداقل در برابرش سکوت می کند» مصداق دیگری که شاید وجه تشابه دین و اعلامیه حقوق بشر دانسته شود «آزادی » است که در تعبیر و تبین آن نیز جای شک و تامل است؛ «متفکران آزادی را به معنای منفی و مثبت می دانند... آزادی منفی بیشتر بر نبود محدودیت ها و الزامات خارجی تاکید دارد که انسان فارغ از مداخله دیگران به دلخواه خویش عمل نمایند اما نکته اساسی در بحث آزادی، جنبه مثبت آزادی است» در تعریف آزادی مثبت می توان گفت: «آدمیان دو دسته تمایلات دارند؛ یکی برخاسته از جنبه نفسانی و حیوانی و دیگری مترقی و عالی است... میگساری، هم جنس بازی، قما، خودکشی، اعتیاد و ... در زمره دسته اولند. افرادی که مرتکب این اعمال زشت (از نگاه دینی) می شوند بر اساس عنصر آزادی در اعلامیه حقوق بشر چنین اعمالی را توجیه می کنند» اما در بارور کردن تمایلات عالی و مترقی نیز اسلام پیروی و زندگی تحت تعالیم انبیا را ناگزیر می داند که این نیز با «آزادی » مطلق تعریف شده در حقوق بشر که زندگی را فارق از هر دخالتی برای انسان تصویر می کند، متعارض است.
«هنگامی که اصول اساسی اعلامیه حقوق بشر (مانند عدالت و آزادی) معنایی متفاوت با اصول اساسی دین دارند طبعا نمی توان آنها را با هم سازگار دانست» آری این چنین است که برخلاف نظر عماد باقی که می گوید: «معیار ما برای داوری حقوق بشر است و این معیار به یک اصل پیشینی نزد ما متکی است که حقوق بشر هیچ تعارضی با دین ندارد» مشاهده می شود که تعارضات میان دین و حقوق نه تنها کم نیست که بسیار هم می تواند ریشه ای و اساسی باشد و این چنین است که نقص «اصل پیشینی» کلیت معیار را زیر سوال می برد.

« www.bbc.co.uk   »

|+| نوشته شده توسط ماه پری در جمعه چهارم دی 1388  |
 صنعت ...
سلام

رود – لوت – عود


از آن‌جا که پیشینۀ بَربَط به ۱۹۷۰ سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد، می‌توان آن را از اصیل‌ترین سازهای موسیقی ایران زمین به شمار آورد. آثار باستانی میان‌ رودان متعلق به هزارۀ دوّم پیش از میلاد، نگارۀ مردی ایستاده را نشان می‌دهد که به نواختن بربَط مشغول است . در حقیقت‌ سومری‌های‌ باستان‌ نخستین مردمی‌ هستند که‌ در آثار به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ها ردپایی‌ از این‌ ساز در دیده می‌شود . ساز عود در ایران‌ پیش از اسلام‌ به‌ نام‌ بَربَط‌ شناخته‌ می‌شد و پس از سومری‌ها و در دوران هخامنشیان رواج داشته‌است . این ساز در عهد ساسانی بیش از همه ادوار رواج داشته‌است.  بَربَط ظاهراً نام ايراني همان سازيست كه اعراب كاسه آن را با چوب يعني عود پوشانده اند . فارابي براي اولین بار به شرح آن پرداخته و چون آن را از ساير سازهاي معمول زمان خود كاملتر دانسته آن را مورد آزمايش قرار داده و سايرين هم از او پيروي كرده اند.  البته باید توجه داشت که در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده است . نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید. برطبق فرهنگ مسوپوتامیا، مشابه عود را می توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراطوری جدید دیده شده است. همینطور ظرفی نقره ای با زمینه ای مشابه در مازندران کشف شده است که از سال 1953 میلادی در موزه انگلیس بوده است . این ظرف تاریخی به بعد از دوره ساسانیان تعلق دارد . گویا در اوایل اسلام به کشورهای عربی راه یافته و جانشین سازی به نام «مزهر» شده ‌است. بر پایۀ برخی از اسناد «ابن سریح ایرانی نژاد» نخستین کسی است که در عربستان و در قرن یکم هجری عود فارسی یا بَربَط را نواخته و نوازندگی آن را آموزش داده‌است . ابن خلدون در قرن 8 هجري قمري آن را به ترکه هاي چوبيني که انعطاف پذير است معني نموده و حافظ در دیوان اشعارش و فردوسی در شاهنامه به بَربَط بعنوان سازی که صدایی نافذ و حزن انگیز دارد اشاره ای داشته اند . ايرانيان در گذشته اين ساز را رود هم مي ناميدند. اما در قرن اخیر گاه لفظ لوت را هم به عود اتلاق مي کنند. که در اصل داراي تفاوتهايي نیز هستند . عود همراه با حرف تعريف ال در زبان عربي العود خوانده مي شود ولي در زبانهاي لاتين الف آن حذف گرديده و حرف دال آخر آن به ت مبدل شده و به اين ترتيب تلفظ آن در زبانهاي لاتين به لوت تغييرشکل داده است ولي با اينکه لوت نام سازي است در اروپا ، اما لفظي کلي براي چندي از سازهاي زهي است. از ديدگاه سازشناسي، ساز عود در طبقه سازهاي زهي و در ردۀ لوتهاي دسته دار که آن به موازات صفحه روي ساز و نواختن آن از طريق مضراب باشد قرار مي گيرد، بررسي سرنوشت ديرينه اين ساز در گرو شناخت تاريخي لوت است. آثار باستاني بين النهرين متعلق به هزاره دوّم قبل از ميلاد تصوير مردي ايستاده را نشان مي دهد که به نواختن بَربَط مشغول است . الاغاني مي گويد : آشنايي او با عود از آنجا شروع شد که عبدالله ابن زوبير جمعي از ايرانيان را به مکه دعوت کرده بود تا خانه کعبه را تعمير کنند در آنجا ديوارگران ايراني عود مي زدند و اهل مکه از ساز و موسيقي ايشان لذت مي بردند و آنها را تحسين مي کردند ، ابن سريح سپس به عود زدن پرداخت و در اين صنعت سرآمد هنرمندان زمان گشت . در روزگار امويان عود نوازاني همچون يونس کاتب- نشيت و ابن محرز نواختن عود را به دوران طلایی هنر در ایام ابراهيم ، زلزل و زرياب منتقل مي کنند .

بَربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود . این ساز در حقیقت‌ نوعی‌ سمبل‌ تاریخی‌ برای‌ سازهای‌ ایرانی‌ است .

بَربَط امروزه نقش بسیار کمتری در موسیقی ایرانی دارد. عود عربی بر خلاف بَربَط ایرانی از اصلی‌ترین سازهای موسیقی عربی است. این ساز پس از اینکه به اروپا برده شد، نام لوت بر آن نهادند . واژه لوت از نگارش كلمۀ العود به وجود آمده و به تدریج به لوت تبدیل شده است. خود كلمۀ بَربَط در واقع از دو كلمۀ "بَر" و " بَط" ساخته شده یعنی "مانند بط" و بط به معنی مرغابی است. در كل شكل این ساز به مرغابی تشبیه شده چون سینۀ جلو داده و گردن كوچكی دارد. اصولاً بَربَط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است . در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند ؛ یکی‌ بَربَط‌ با کاسۀ بزرگ‌ و دستۀ کوتاه‌ و دیگر با کاسۀ کوچک‌ اما دستۀ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بَربَط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده توسط استاد سیگارچی‌ هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند . ساختار بَربَط : شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند که این سیم‌ها فا زیر کوک می‌شود. سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند. عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نُت نویسی آن با کلید سُل است که جمعاً دو اکتاو است. «اکتاو» بم‌تر از نُت نوشته شده حاصل می‌شود. سیم بم (سُل پائین) معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است . موسيقي دانی  به نام زرياب در حدود سالهاي 230 هجري عود از پرهاي کرکس ساخت و سيم پنجم را نيز بر آن افزود و با مضرابي که از ناخن عقاب ساخته بود آن را مي نواخت زرياب در همين سالها به سبب رقابت اسحاق موسلي مجبور به ترک وطن و راهي کولدورا در آندلس شد و با استقبال سلطان اسپانيا رو به رو شد با اينکه زرياب در کولدوا سيم پنجمي بر اين ساز افزوده بود اما به گفته ابوالفدا اين ساز در شرق همچنان با چهار سيم نواخته مي شد . شايد در همين ايام در بغداد هم به ضرورت سيم پنجم پي برده باشد. فارمر در اين مورد مي گويد : که فارابي نيز سيم پنجمي قائل بوده است ولی به نظر مي رسد که آن را فقط در تحليلهاي نظري اش دربارۀ موسیقی مد نظر قرار مي داده است چنانکه الکندي نيز يک قرن قبل از او در بررسي های تئوريک خود از صداي عود ، عود را با پنچ سیم در نظر مي گرفت.شکل ظاهری عود به این شکل می باشد که  شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل ، و دسته آن بسیار کوتاه است، به طوری که قسمت اعظم طول سیم ها در امتداد شکم قرار گرفته است . سطح رویه شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره هایی مشبک ایجاد شده است. مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقابو حتي پر لاشخور ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند. احیاء عود (عود معاصر) : با تشکیل‌ هنرستان عالی موسیقی‌ در پنجاه‌ سال‌ پیش، استادانی‌ چون‌ اکبر محسنی، قاموسی‌ و منصور نریمان‌ که‌ اکثرشان‌ سه‌تار می‌نواختند، سعی‌ کردند با تهیۀ عود و همنوایی‌ آهنگ‌های‌ پخش‌ شده‌ از رادیوهای‌ عربی، شیوه‌ صحیح‌ نواختن‌ عود را یاد بگیرند و به‌ این‌ ترتیب‌ عود در عصر معاصر دوباره‌ احیا شد . ساز عود در یک‌صد سال‌ اخیر کاملاً در قبضۀ عرب‌ها و به‌خصوص‌ مصری‌ها بوده‌ است.

از جمله‌ نوازندگان‌ معروف‌ این‌ ساز در جهان استاد منیر بشیر (عراقی) است. در کنار او می‌توان به‌ نام‌هایی‌ چون‌ استاد ریاض‌ سنباطی، فريد الاطرش، ناصر شمه‌ و انور براهم‌ اشاره‌ کرد . در ایران‌ نیز پس‌ از احیای‌ ساز عود تلاش‌های‌ مثمرثمری‌ صورت‌ گرفت. از جمله‌ٔ‌ عود نوازان‌ معروف‌ می‌توان به‌ استاد منصور نریمان، استاد حسن‌ منوچهری، استاد محمود رحمانی‌ پور، استاد اکبر محسنی‌ و عبدالوهاب‌ شهیدی‌ اشاره‌ کرد. در سال‌های‌ اخیر هم‌ که‌ استادان دیگری‌ به‌ این‌ جمع‌ اضافه‌ شدند و اکثر از کسانی‌ هستند که‌ در نواختن‌ ساز عود نوآوری‌هایی‌ داشتند ، از جمله‌ این‌ افراد ارسلان‌ کامکار، غلامحسین‌ بهروزی‌ نیا، محمد فیروزی‌ و جمال‌ جهانشاه‌ هستند . از عود نوازان معروف خطه جنوب استادانی مانندعلی محبوب ، علی میرشکال ، محمد رفیع اشعری ، محمد منصور وزیری از جزیره قشم و حسین وفادار از بندر عباس می‌باشند . از عود نوازان معاصر ایران می توان به استاد شاهین علوی اشاره کرد که تبحر خاصی در نواختن این ساز دارند.ایشان این ساز را پس از کسب استادی در نواختن گیتار فلامنکو انتخاب و به تبحر رسیدند.محمد رفیع اشعری هم اکنون بهترین عود ساز ایران می باشد البته عودسازانی مانندبرادران محمدی ، محمد اژدری ، عرفاتی ، عابدینی ، ملکشاهی و نریمان آبنوسی نیز در ساخت عود تبحر دارند و باعث رواج بیشتر این ساز اصالتاً ایرانی شده اند . بهاي اين ساز در سال 1387(2008 ميلادي) بين 250000تومان(280دلار امريكا) تا 700000 (750 دلار) بوده است .

عود ابزار موسيقايي عرب، ترک، ایران ،ارمنستان ،یونان و چندين کشور ديگر در مناطق خاور است که ايرانيان در قرنهاي اخير به علل نامعلوم از آن کمتر سود برده ، و اين ساز زيبا با صداي دلنشينش جايگاه خود را در ميان سازهاي ديگر ملي ایران از دست داده است.

|+| نوشته شده توسط ماه پری در دوشنبه سی ام آذر 1388  |
 آموزش مجازی
سلام

امروز در مورد آموزش مجازی براتون می نویسم :

مقدمه
امروزه با گسترش فن آوری اطلاعات و نفوذ وسایل ارتباط از راه دور در زندگی روزمره ، ابزارها و روش های آموزشی نیز دچار تغییر و تحول گردیده است .آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی در سطح وسیعی از جامعه گسترده گردیده و کلاس های آموزشی به صورت غیرحضوری و به شیوۀ الکترونیکی برگزار می گردد . امروزه به دلیل پیشرفت و گسترش شبکه جهانی اینترنت علاوه بر آموزش ، بیشتر امور روزمره نیز به صورت الکترونیکی در آمده که در اینجا لازم است به نقش ارزشمند آموزش الکترونیکی در رشد و شکوفایی جامعه بپردازیم .منظور از آموزش مجازی و الکترونیکی (E-Learning) به طور کلی بهره گیری از سیستم های الکترونیکی مثل کامپیوتر ، اینترنت ، دیسک های چند رسانه ای ، نشریه های الکترونیکی و خبرنامه های مجازی و نظایر این هاست که با هدف کاستن از رفت و آمدها و صرفه جویی در وقت و هزینه و در ضمن یادگیری بهتر و آسان تر صورت می گیرد . سیستم هایی که تحت E-Learning  قرار می گیرند بسیار متنوع هستند . این سیستم ها گاهی می توانند جایگزین کلاس های حضوری هم باشند . در عین حال برای افراد سخت کوش و علاقمند می تواند مکمل کتاب و کلاس باشد . در یک جمله می توان گفت E-Learning آوردن یادگیری برای مردم است به جای آوردن مردم برای یادگیری . در یادگیری الکترونیکی غیر از اینترنت ، دیسک های آموزشی ، ویدئوهای آموزشی و همچنین ماهواره استفاده می شود . این نوع از آموزش دارای مزایای فراوانی نسبت به آموزش های سنتی است .

 مفهوم یادگیری الکترونیکی


همانگونه که فناوری اطلاعات و ارتباطات دربسیاری ازفرایندهای کاری روزمره همانند بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیکی،پست الکترونیکی، دولت الکترونیکی و ... مورد استفاده قرارمیگیرد، حوزه یادگیری الکترونیکی یا E-Learning  از این نوع فناوری بهره برده است . حذف محدودیتهای مکان ، زمان و سن یادگیرنده که روزگاری دسترس ناپذیربه نظرمی رسیدند، امروزه دیگر محدودیتهای بزرگی به نظرنمی رسند. ازطرفی باید توجه داشت که به وجود آمدن نیازهای گسترده و جدید درمیان جوامع با ادامه استفاده ازروشهای سنتی نظام آموزشی قابل تامین نیست. یادگیری مبتنی بررایانه، یادگیری مبتنی برفناوری اطلاعاتی، کلاس مجازی، کتابخانه های مجازی و ... راه را برای پیدایی شیوه های نوین آموزش، هموار ساخته اند.
به لحاظ لغوی، به مجموعه فعالیتهای آموزشی که با استفاده ازابزارهای الکترونیکی اعم ازصوتی، تصویری، رایانه های شبکه ای، مجازی صورت بگیرد یادگیری الکترونیکی گفته میشود.  یادگیری الکترونیکی، نظامی مبتنی برفناوری اطلاعاتی و ارتباطی ( همانند سخت افزار، نرم افزار و شبکه های رایانه ای) به منظورایجاد، نگهداری، توسعه و دردسترس قراردادن مواد مطالعاتی/آموزشی برای دانشجویان می باشد که فعالیتهای مطالعاتی/آموزشی را هدایت می کند و ارزیابی دانشجویان را بدون نیاز به وجود محلی برای یادگیرندگان و معلمان امکان پذیرمیکند. مدلهای یادگیری درمحیطهای الکترونیکی وب گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، باعث تغییر چگونه، چه، چه کسی، کجا، چه وقت و چرایی یادگیری ها شده است . اختراع رایانه و اینترنت، نه تنها سرعت انتقال دانش را بالا بُرد، بلکه روش انتقال دانش را نیز ازفردی به فرد دیگر تغییرداد. پیش بینی اینکه ، فناوری چگونه طی 5 تا 50 سال آینده یادگیری را تحث تاثیر قرارخواهد داد، دشوار می باشد.


تاریخچه آموزش مجازی


آموزش مجازی براي اولين بار در قرن 19 به‌عنوان تحصيلات مكاتبه‌اي(Correspondence Study) شناخته شد. پس از چندی تحصيلات مکاتبه‌ای با استفاده از سيستم پُستی فراگير شد و مدارس و ديگر موسسه‌های دارای صلاحيت به ارائۀ آموزش مجازی با استفاده از پُست پرداختند و ارتباط نوشتاری معلّمان و دانش‌آموزان را برقرار کردند. ايالات متحده تنها کشور ارائه دهندۀ تحصيلات مکاتبه‌ای نبود، بلکه کشورهای اروپایی نيز از اوايل دهه 1840 دوره‌هايی برای آموزش خلاصه‌نويسی و زبان ارایه كردند. در سال 1837 به‌خاطر هزينه‌های پُستی, يک آوانگار انگليسی به نام ايزاک پيتمن(Isaac Pitman) از تندنويسی(Shorthand) برای تدريس دوره‌های مکاتبه‌ای در بريتانيا استفاده کرد. وی روش خود را كه مبتنی بر اصول آوايی به‌جاي اصول املايی بود، در سال 1837 در کتابي به نام "الگوي صحيح تندنويسی" توضيح داد. روش خلاصه‌نويسی پيتمن در سال 1852 توسط برادرش بن پيتمن(Benn Pitman) در آمريکا معرفي شد. بن يک موسسه صدانگاری در ايالت اوهايو آمریکا برای تدريس خلاصه‌نويسی و نيز انتشار آثار مرتبط با آن بنياد نهاد. روش خلاصه‌نويسی پيتمن با 15 زبان تطبيق داده شده و امروزه يکی از پركاربردترين روش‌های خلاصه‌نويسی در جهان است. در سال 1844 ساموئل مورس(Samuel Morse) تلگراف الکتريکی را اختراع کرد. نخستين خط تلگراف بين شهرهاي بالتيمور و واشنگتن در آمريکا کشيده شد و اولين پيامي كه مورس ارسال کرد، چنين بود: "خدا چه ساخته است؟" مورس به‌دليل ادعاهای حقوقی مخترعان رقيب و همکارانش نتوانست تا سال 1854 اختراع خود را ثبت كند.

از حدود سالهای 1375 مبحث آموزش مجازی در کشور ما مورد توجه قرار گرفته است و طرح ملی توسعه آموزش مجازی در وزارت علوم تحقیقات و فناوری با حمایت دانشگاه های بزرگی مانند دانشگاه صنعتی شریف آغاز شده است. در حال حاضر بسیاری از دانشگاه های کشور آموزش مجازی را شروع نموده اند و این جدای از دانشگاه پیام نور است که کلاً با سیاست آموزش از راه دور تشکیل شده است و امروزه تا مقاطع دکترا در رشته های مختلف دانشجو می پذیرد. و بسیاری از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در کنار آموزش معمول خود دانشگاه مجازی نیز تاسیس نموده اند و تا مقطع کارشناسی ارشد دانشجو می پذیرند. اما آموزش مجازی در دانشگاه های علوم پزشکی بسیار نوپاتر و عقب تر است و در واقع به دلایل :

 1- جدایی این دانشگاه ها از وزارت علوم و عدم دسترسی به بسیاری از رشته های فنی و مهندسی 2- گرفتاری در امر خطیر درمان؛ عملا این مراکز آموزش عالی از این مساله غافل مانده اند و حداکثر کاری که انجام شده است ایجاد تعداد انگشت شماری رشته های کارشناسی ارشد بصورت مجازی است که غالبا رشته های نظری یا رشته های مرتبط با فناوری اطلاعات می باشند. اما نکته مهمی که در آموزش دانشگاه های علوم پزشکی مورد نظر قرار گرفته است اینست که این مراکز علاوه بر آموزش دانشجویان و برخلاف سایر رشته های تحصیلی متولی آموزش دانش آموختگان نیز می باشند که این امر تا پایان دوره کار حرفه ای بسیاری از فارغ التحصیلان این رشته ها بایستی ادامه یابد. و لذا بار آموزش این مراکز آموزشی بیش از سایر دانشگاه ها می باشد. همچنین بدلیل پراکنده شدن دانش آموختگان در اقصی نقاط کشور برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و مشغله کاری زیاد آنان نیاز مبرمی به این امر وجود دارد.


تعریف آموزش مجازی


منظور از E-Learning یا آموزش الکترونیکی به‌طور کلی بهره‌گیری از سیستم‌های الکترونیکی مثل کامپیوتر، اینترنت، دیسک‌های چندرسانه‌ای، نشریه‌های الکترونیکی و خبرنامه‌های مجازی نظایر این‌هاست که با هدف کاستن از رفت و آمدها و صرفه‌جویی در وقت و هزینه و در ضمن یادگیری بهتر و آسان‌تر صورت می‌گیرد. البته سیستم‌‌هایی که تحت E-learning قرار می‌گیرند و امکان یادگیری از راه دور را فراهم می‌کنند بسیار متنوع هستند، ولی در وهله اول آنچه که مهم است آگاهی علاقه‌مندان از نوع این سیستم‌ها و انتخاب صحیح و نحوه استفاده درست از آن‌هاست. این سیستم‌ها گاهی می‌توانند جایگزین کلاس‌های حضوری هم باشند. در عین حال برای افراد سخت‌کوش و علاقه‌مند می‌تواند مکمل کتاب و کلاس باشد. در یک جمله می‌توان گفت E-Learning آوردن یادگیری برای مردم است به‌جای آوردن مردم برای یادگیری. در یادگیری الکترونیکی غیر از اینترنت، دیسک‌های آموزشی، ویدئوهای آموزشی و همچنین ماهواره استفاده می‌شود .آمار نشان داده است که در سال 1999 بالاترین روش آموزش الکترونیکی با 53 درصد مربوط به دیسک‌های آموزشی می‌شده است، ولی برای سال 2006 پیش‌بینی می‌شود که E-Learning مقام اول آموزش را با 63 کسب کند. روبرت مرداک(Rupert Murdoch ) که روی آخرین فناوری‌های آموزش مجازی کار می‌کند می‌گوید: " I think education is going to be a very big part of the Internet"یعنی آموزش بخش عظیمی از اینترنت را به خود اختصاص خواهد داد . این شخص هم‌اکنون درحال سرمایه‌گذاری در جهت درست ‌کردن بزرگ‌ترین دانشگاه مجازی دنیاست. E-Learning باعث رشد اقتصادی شرکت‌ها و مراکز تجاری در دنیا شده است. مرکز IDC اعلام کرده، رشد اقتصاد در زمینه E-Learning در سال 2000 از 3/4 میلیارد دلار به 23/1 بیلیون دلار در سال 2004 رسید که این رقم یک رشد 68 درصدی را در هر سال نشان می‌دهد. آموزش الکترونيکی روش‌هاي آموزشي کنوني را تکميل مي‌کند و در بعضي از موارد جايگزين آن مي‌شود. يکي از رويکردهاي اصلي آموزش الکترونيکی، آموزش ترکيبي به معني به‌کارگيري بيش از يک رسانه در امر آموزش است که از این موارد می‌توان به ترکيب آموزش توسط معلم و ابزارهاي بر پايه وب اشاره کرد که البته با اين روش، آموزش الکترونيکی جايگزين آموزش کنوني نمي‌شود، بلکه آن را تکميل مي‌کند. هرچند که در موارد بسياري آموزش الکترونيکی به‌تنهايي مي‌تواند پاسخ‌گوي نيازهاي آموزشي باشد.

در قرن جدید تنها چیزی که شما را می‌تواند از بقیه رقبا جلوتر بیندازد، یادگیری سریع‌تر است. هم‌زمان و همراه با تحولات و تغییرات وسیعی که در جهان به‌وجود آمده است، رویکردها و دیدگاه‌های اندیشمندان نسبت به آموزش و یادگیری نیز تحولاتی داشته است. در گذشته جهت آموزش Training را به‌کار می‌بردند که به‌معنای آموزش‌ دادن همراه است و اکنون واژه Learning به‌کار برده می‌شود که به معنی آموزش گرفتن است. در آموزش سنتی چون مبنای کار در آموزش ‌دادن همراه بوده است، در نتیجه آموزش به‌صورت اجبار، تنبیه و با زور همراه بوده و در نتیجه افت تحصیلی چه در کلاس درس و چه در خارج از کلاس را به همراه داشته است، اما در Learning چون خود فرد خواسته است که یاد بگیرد، همراه با بازدهی بالایی است. در سال 1995 شرکت IBM در ژاپن بخش آموزش منابع انسانی خود را از نام Training به نام Education تبدیل کرد.

ارتباطات مجازی


تحقیقات توسط صاحب‌نظران نشان داده است که 75 درصد از کلاس‌های الکترونیکی به‌طور غیرهم‌زمان انجام می‌شود. این به این معناست که دانشجویان می‌توانند به‌راحتی با استادان خود ارتباط برقرار کرده و در کلاس درس شرکت کنند، بدون اینکه این کار را هم‌زمان با استادان و یا سایر دانشجویان انجام دهند. این خاصیت به‌ویژه برای دانشجویانی که در نقاط دیگری از جهان دارای ساعات متفاوتی با مرکز آموزشی هستند بسیار ارزشمند است. البته سیستم‌های آموزش الکترونیکی نیز در شرایط خاصی ایجاب می‌کنند که استادان و دانشجویان هم‌زمان وارد سیستم اینترنت شوند. این حالت بیشتر در مواقعی که کلاس حالت تکنیکی داشته، مثلا واحدهای آزمایشگاهی و یا در صورتی که تجربه کردن فرآیندها و گرفتن بازتاب و نتیجه فوری ضرورت دارند، انجام می‌شود.برخلاف اینکه در آمریکا استفاده از اینترنت با سرعت‌ بالا درحال افزایش است، هنوز تعداد زیادی از دانشجویان سیستم‌های آموزش مجازی از روش‌های مطمئن اینترنت با خط تلفن استفاده می‌کنند. به عقیده برخی کارشناسان، تنها تقاضا برای آموزش از طریق اینترنت نیست که درحال گسترش است، بلکه این رشد با همان روند در سایر زمینه‌ها مانند بازی‌های اینترنتی نیز درحال افزایش است. وقتی کاربران می‌توانند از طریق اینترنت با سایر افراد گفت‌وگو کنند، بنابراین حتما می‌توانید به‌صورت مجازی آموزش هم ببینید .


هزینه کلاس‌ها


یک نکته مهم که باید آن را برای کلیه سیستم‌های آموزش الکترونیکی و غیرالکترونیکی مورد توجه قرار داد، هزینه است. گرفتن مدرک در کل هزینه‌بر است. سیستم‌های آموزش مجازی در نگاه اول ارزان‌تر از سیستم‌های سنتی به نظر می‌رسند. در یک نگاه گذرا و سطحی ممکن است که کاربران تصور کنند سیستم‌های آموزش و پرورش مجازی ارزان‌تر هستند، چراکه این مراکز آموزشی قیمت‌های کمتری را ارایه می‌دهند و دانشجویان در کلاس‌های کمتری شرکت می‌کنند. اما چنانچه به‌طور کلی به این مسئله نگاه کنید، درمی‌یابید که هر دو سیستم در واقع دارای هزینه یکسانی هستند. در صورتی که هزینه‌های مربوط به شهریه ثبت‌نام و تهیه وسایل و مواد لازم برای کلاس‌های مجازی در نظر گرفته شود، درمی‌یابیم که این دو سیستم تقریبا یکسان هستند. بخشی از این واقعیت به‌واسطه این است که بعضی از مراکز آموزشی درحالی که کلاس‌های رایج معمولی را ارایه می‌دهند، کلاس‌ها و واحدهای مجازی را نیز ارایه می‌دهند. سیستم‌های آموزش الکترونیکی به‌ویژه برای دانشجویان بین‌المللی بسیار مقرون به‌صرفه هستند، زیرا آن‌ها می‌توانند در هزینه‌هایی چون هزینه مسافرت و تهیه مسکن و هزاران هزینه‌های کوچک دیگری که به‌دنبال نقل ‌مکان به یک منطقه جدید پدیدار می‌شود، صرفه‌جویی کنند. علاوه بر صرفه‌جویی‌های مالی، شما می‌توانید با شرکت در کلاس‌های الکترونیکی در وقت خود نیز صرفه‌جویی کنید .


ارزیابی مجازی

به‌منظور ارزیابی مراکز آموزش الکترونیکی، دانشجویان به‌طور معمول به چهار نکته اصلی توجه می‌کنند: "اعتبار، عوامل تکنولوژیکی، نام دانشگاه و مرکز آموزشی و البته هزینه." اعتبار و امتیاز یک مرکز آموزشی از اهمیت بسیاری برخوردار است. طبیعی است که هر چقدر یک مرکز آموزشی از اعتبار بیشتری برخوردار باشد، دارای سیستم آموزشی بالاتری نیز خواهد. عوامل تکنولوژیکی از دیگر عوامل مهمی هستند که به آن‌ها توجه می‌شود. دانشجویان بیشتر خواهان سیستم‌هایی هستند که بتوانند در آن با استادان و سایر دانشجویان ارتباط برقرار کنند، نه سیستم‌های خشکی که فقط دارای مطالب درسی بوده تا دانشجو بتواند آن‌ها را چاپ کند و به‌خاطر بسپارد و یا جلسات بحث یک‌طرفه‌ای که دانشجو می‌تواند سؤالات خود را در آن مطرح کند. در این‌جاست که مسئله مجازی بودن غیرهم‌زمان و همچنین نوع سیستم ارتباطی اینترنتی که یک مرکز آموزشی طلب می‌کند مطرح می‌شود. اعتبار نام دانشگاه بسته به انواع رشته‌هایی که هر مرکز به‌طور آنلاین ارایه می‌دهد و همچنین جامعیت مدارک آن‌ها تعیین می‌شود. در نهایت یکی از عوامل اصلی جهت ارزیابی دانشگاه‌های مجازی هزینه آن‌هاست. عوامل فرعی دیگری نیز در این ارتباط مورد توجه قرار می‌گیرند. برای مثال تعداد دانشجویان هر کلاس چند نفر است که در پاسخ این سؤال باید بگوییم تعداد مناسب برای کلاس‌های آنلاین معمولا 15 نفر است. برای دانشجویان بسیار مهم است که بدانند استادان آن‌ها با چه ضوابط و کیفیتی برای تدریس انتخاب می‌شوند.

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388  |
 انسان
سلام

هیچ انسانی نمی تواند شکست بخورد ، اگر انسانی دیگر او را موفق دیده باشد .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388  |
 آیین زرتشت
سلام

امروز می خوام در مورد زرتشت براتون بنویسم ؛

اَشو زرتشت (حضرت زرتشت )

زرتشت گری :

۱-دورۀ اولیه :ازدواج خواهر و برادر را قبول ندارد . اهورا مزدا را آفرینندۀ تمام خوبیها و جهان و اهریمن را آفرینندۀ تما بدیها می دانستند .

۲- دورۀ میانه :ازدواج خواهر و برادر رواج دارد .زرتشتیهای ثنوی هستند ، دو خدا را می پرستیدند آنها اهریمن را به عنوان خدای بدیها و اهورامزدا را خدای خوبیها می دانستند .

۳- دورۀ معاصر : در این دوره زرتشتیان دورۀ میانه را رد می کنند و به شیوۀ زرتشتیان اولیه زندگی می کنند .

جهنم را جایی سرد و تاریک می دانستند .و

بهشت را به دو قسمت :

پایین ترین مرتبه که به ستاره پایه ، ماه پایه و خورشید پایه تقسیم بندی می شود.

و بالاترین مرتبه بهشت را فرخ ایزدی می دانند .

کتاب مقدسشان اوستا است . آنها آتش را مقدس می دانستند نه اینکه آتش را بپرستند . جمعیتشان حدود ۵۰۰ هزار نفر می باشد که بیشتر در هندوستان ، ایران (شهرهای یزد ، کرمان ) زندگی می کنند .

آیین زرتشت از دیدگاه اسلام :

در قرآن واژۀ مجوس (زرتشت ) در کنار یهودی ، مسیحی آمده است .پس مقدس است .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در شنبه بیست و یکم آذر 1388  |
 خرد الهی
سلام

انسان چیزی را از دست می دهد که یا حق الهی او نباشد ، و یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد .

در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد . پس من نمی توانم آنچه را که حق من است از دست بدهم .

خرد لایتناهی هرگز دیر نمی کند ؛ و راه بازگرداندن را می داند .

در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد . پس محال است چیزی را که حق من است از دست بدهم . آنچه از دست داده ام به من بازگردانده خواهد شد ، یا معادل و همسنگ آن را بازخواهم ستاند .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در جمعه بیستم آذر 1388  |
 رالی 2
سلام

رالی مظلومیت اسپانسر

جمیله دبیری نیا :

*محمّد نوبخت مهندس مکانیک متولد 1361 از مشهد به همراه برادرش فریبرز نوبخت، دیپلم . متولد 1341 از مشهد نفرات دوم مسابقۀ 1 آبان ماه 1388 از بین 50 نفر شرکت کننده می باشند .محمّد نوبخت عینکش را روی صورتش جابجا می کند و با لبخندی می گوید : افرادی که می خواهند رالی  شرکت کنند تصورشان این است که باید گاز بدهند و با خود می گویند چون مهارت ندارم پس شرکت نمی کنم در صورتی که رالی شهری برخلاف آنچیزی است که ما فکر می کنیم ، در رالی شهری عامل موفقیت مهارت نقشه خوان است .

معماگونه بودن مسابقه باعث جذب من شد . وقتی در مسابقه مسیر خود را پیدا می کنید انگار که قسمتی از پازل را حل کرده اید و این لذت بخش است . رالی مانند جدول است که باید حروف ها را کنار هم بچینید . کسی که نقشه را طراحی می کند ، امتیازهایی از غفلت های شما می گیرد .

 - نظرتان در مورد رالی چیست ؟

فکر می کنم رالی مظلوم واقع شده است . هیئت اتومبیلرانی زحمات بسیاری را متحمل شدند تا بتوانند  تالار میثاق را به عنوان اسپانسر بگیرند . با اینکه مردم این ورزش را دوست دارند اما صدا و سیما از ما حمایت نمی کند و پوششی خبری برای این ورزش قائل نیست . هر چند که مسابقه رالی می تواند بسیار درآمد زا باشد .

رالی ورزشی است که بیشتر جنبۀ آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی را دارد .

 - آیا رالی ورزش گرانی است ؟

رالی قهرمانی کشور بسیار گران است حداقل هر مسابقه 2 میلیون هزینه می برد .اما رالی خانواده اگر بر اساس اصول و آیین نامه ای که برای مسابقات رالی شهری طراحی شده انجام شود تنها هزینه ، زدن بنزین است . برنده شدن تنها با فشار بر فکر حاصل می شود نه فشار بر گاز ماشین .

-  مشکل عمدۀ رالی هرمزگان را چه می دانید ؟

بزرگترین مشکلی که رالی استان دارد نبودن اسپانسر است .هیئت توان پرداخت این هزینه ها را ندارد و تنها از طریق اسپانسر می توان از این ورزش حمایت کرد که متاسفانه اسپانسر هم نداریم .

-  نقشه را در این دوره چگونه ارزیابی می کنید ؟

بخاطر نوپابودن این ورزش در استان مشکلاتی داشت اما در هر مسابقه که شرکت می کنیم این اشکالات کمتر می شود .

*حمید کمالی فوق لیسانس عمران متولد 1359 از بندرعباس به همراه همسرش صدیقه مینا بیان ، دندانپزشک متولد 1359 مقام اول این  مسابقه را به خود اختصاص دادند . متواضع و مهربان با تبسمی بر لب می گویند : 1 سال است که رالی کار می کنند و از این ورزش لذت می برند .رالی را ورزشی هیجان انگیز معرفی می کنند . ماشینشان برای مسابقه پراید بوده . به صورت اتفاقی با گذر از پارک دولت با این ورزش آشنا شده اند در دورۀ قبل مقام دوم را کسب نموده اند . نقشه را سخت تر اما بهتر از دفعات قبل می دانند .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در چهارشنبه یازدهم آذر 1388  |
 آدرس
سلام

لطفا از mozila firefox آدرس وبلاگ را باز کنید .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در دوشنبه نهم آذر 1388  |
 اتللو
سلام

اُتِللو نمایشنامه‌ای معروف از ویلیام شکسپیر، نویسنده کلاسیک انگلیسی است که به مضمون عشق می‌پردازد. در این قصه می‌پردازد. در این نمایشنامه او به جنبه خیانت در عشق می‌پردازد. در این تراژدی، اتللو (نام دیگرش مغربی است)، شخصیت مرد داستان با دسیسه‌ها و توطئه‌هایی که زیردستش انجام می‌دهد، به همسر خود شک می‌کند و بدون اینکه این ماجرا را با زن در میان بگذارد بی‌رحمانه او را می‌کشد و تازه بعد از کشتن او به بیگناهی همسر وفادارش پی‌می‌برد که بسیار دیر است.ونا"، "مغربی"، "کاسیو"، "یاگو" و دیگران همه آدم‌های شکسپیرند در یک تراژدی خواندنی و زیبا. با کلام قدرتمند و دلنشین شکسپیر هر خوانندهٔ کم‌حوصله و بی‌ذوق هم حتی تا به انتها مجذوب این شاهکار بشری می‌گردد. دستان قلم به دست، ذهن زیبا و زبان تأثیر گذاری همچون شکسپیر، اعجوبه نویسندگی بریتانیا با کمال ذوق و قریحه که در کمتر نویسنده‌ای به چشم می‌خورد به کمال توانسته است که جاودانه‌ای بیافریند که قرنهای قرن، هنوز تازگی نخستین روزها را دارد. در این تراژدی، اتلو (نام دیگرش مغربی است)، شخصیت مرد داستان با دسیسه‌ها و توطئه‌هایی که زیردستش انجام می‌دهد، به همسر خود شک می‌کند و بدون اینکه این ماجرا را با زن در میان بگذارد بی‌رحمانه او را می‌کشد و تازه بعد از کشتن او به بیگناهی همسر وفادارش پی‌می‌برد که بسیار دیر است.ونا"، "مغربی"، "کاسیو"، "یاگو" و دیگران همه آدم‌های شکسپیرند در یک تراژدی خواندنی و زیبا. با کلام قدرتمند و دلنشین شکسپیر هر خوانندهٔ کم‌حوصله و بی‌ذوق هم حتی تا به انتها مجذوب این شاهکار بشری می‌گردد. دستان قلم به دست، ذهن زیبا و زبان تأثیر گذاری همچون شکسپیر، اعجوبه نویسندگی بریتانیا با کمال ذوق و قریحه که در کمتر نویسنده‌ای به چشم می‌خورد به کمال توانسته است که جاودانه‌ای بیافریند که قرنهای قرن، هنوز تازگی نخستین روزها را دارد. داستان از یک شهر زیبا در قاره سبز رنگ اروپا آغاز می‌گردد. کوچه‌ای در ونیز؛ شهر آبراه‌ها شهر نیمه خیس ایتالیایی. عاشق شکست‌خورده‌ای بنام "رودریگو" با افسر پرچمدار "اتلو" که "یاگو" نام دارد هردو در راه خانهٔ "برابانسیو" هستند. رودریگو "دسدمونا" را و یاگو معاونت را باخته‌اند. هردو کینه‌دارند و انتقام جو. از چشم‌هایشان خون می‌بارد. رودریگو عاشق بود. عاشق چهره بلورین و بهشتی رنگ دسدمونا، اشراف زاده و دردانهٔ برابانسیو. یاگو نیز که در رکاب اتلو خدمتگذار بود، از اینکه سرورش "کاسیو" نامی را به معاونت خویش برگزیده و او را که به فکر خویش، برازنده این مقام بوده را دست خالی رها کرده، بسیار آتشین است. در همین احوال، اتلو و دسدمونا در یک کشتی که در ساحل است درحال عشق‌ورزی هستند و کام دنیا که به رویشان به شیرینی شهد شده‌است. برابانسیو به غفلت در خواب است و از هیچ ماجرا بی‌خبر. دختر نازنینش او را با چشمان نافذش فریب داده‌است و اکنون که در خدمت سرور جدید خویش، اتلو است. اتلو، جنگاوری دلیر و شجاع‌دل که از بزرگان مغرب بود و در خدمت دولت ونیز. گرد سالمندی بر چهرهٔ او نشسته و سال‌های عمرش که به نشیب گذاشته است. مورد اعتماد همگی ونیز بود و شاه و سناتورها. دسدمونا، دوشیزه‌ای اشراف زاده از تبار ونیز بود. دختر برابانسیو‌ی قدرتمند که همچون حوریان زیبا بود و دلبرنده از همه. خواستگاران فراوان داشت و اما دل در گروی سردار مغربی نهاد و با او زناشویی کرد. چگونه شد که سردار مغربی در دام عشق افتاد یا این که چگونه دام عشق را برای زیباروی ونیزی گسترانید؟ همه از دوستی سردار و بزرگ شهر آغاز شد. برابانسیو و اتللو گاه و بی‌گاه می‌نشستند و از تجربیات و جنگاوری‌های اتلو سخن بر زبان می‌راندند؛ از رزم‌ها و بزم‌ها، از نبردهای سخت و خونین و از مرگ دوستان عزیز، از اسارت‌ها و ریاست‌ها؛ و دخترک که به این داستان‌ها علاقه‌مند شده بود. به اتلو هم علاقمند شده بود. خاطرات پر ماجرای اتلو، دسدمونا را به چنگ آورد و دختر شاه‌پریان که دل در گروی سردار داد. خواستگاران همه شکست خوردند و اتلو که پیروزمندانه کام‌های طلایی رنگ عشق را از دسدمونا گرفت و شادمانه‌ای که در دل‌هایشان زبانه‌کشیدن را آغاز نمود. عشق، مهرورزی و مهربانی. یاگو روباه مکارهٔ داستان همه را حتی زن خویش "امیلیا" را به بازی می‌نهد تا به اندیشه‌های شوم و پلید خویش برسد. به هر طریق ممکن که شده باید همه را، حتی زن زیبای اتلو را از سر راه برداشت و شادکامی را در کام همه به تلخی شرنگ کرد. باید هرگونه که شده به همگان نشان دهم که من لایق معاونت مغربی هستم. داستان با مطلع کردن پدر دسدمونا ادامه می‌یابد و بلوایی که در انتها با اعترافات خود دسدمونا پایان می‌پذیرد و پدر تازه می‌فهمد که دردانه‌اش عاشق این دلاور است. عشق واقعی دخترک همه را مجاب می‌کند که آن عشق یک عشق پاک است. یک حقیقت شیرین که باید به شیرینی‌اش شاد بود و شادمانی کرد. جنگی به پیش می‌آید و همین خطیر همه را به بندری در قبرس می‌کشاند. قوای ترک‌های عثمانی در آستانه جنگ، گرفتار طوفان دریا و خشم آسمان می‌گردند و نابود می‌شوند. جنگ آغاز ناشده، پایان می‌یابد. از اینجاست که یاگو با فریبکاری دست به کار می‌شود و همگان را به جان هم می‌اندازد. خوبان را بدان را، همگان را. بانوی خوش‌دل و مهربان ونیزی، در مظان اتهامی بزرگ قرار می‌گیرد. اتهامی بس گران و ناباورانه، اتهامی که بر هر زن پاک دل معصوم وفاداری، بزرگ‌ترین اتهام‌هاست. اتهامی که اتللوی بی‌خرد بر پاک بانوی خویش زد و احمقانه همهٔ خوبی‌ها و مهربانی‌های او را نادیده گرفت. اتلو‌ی ساده‌دل و دهن‌بین، فریب دغلبازی‌های روباه‌گون یاگو را می‌خورد و فقط به استناد یک دستمال که خود به دسدمونا، به عشق خویش، بخشیده بود و یاگو با زیرکی و همدستی زن بی‌خبر خود آن را از قصر به اتاق خواب کاسیو برده بود، به زن وفادار خود شک می‌کند، به یقین می‌رسد و دستور قتل هردو را به یاگو می‌دهد. یاگو دوست شکست‌خوردی خویش را می‌شوراند و به جان کاسیو می‌اندازد. رودریگو هم که با بازی‌های مکارانهٔ افسر پرچمدار دلاور مغربی، یاگو، به جان کاسیو افتاده است، در کشاکش نبردی در تاریکی شب‌های کوچه‌های قبرس که به تاریکی درون یاگوها و رودریگوهاست، گرفتار آمد و معاون سردار را به شدت مجروح می‌کند و کاسیو هم که شمشیرباز قابلی است ضربات او را پاسخ می‌گوید و هردو زخمی بر زمین می‌افتند. ناله می‌کنند و طلب کمک دارند از دیگران. اتللو نیز که با نادانی تمام به عشق واقعی همسر زیبایش شک کرده‌است و به یقین رسیده، در نبردی ناجوانمردانه با وجدانش، یک طرفه به قاضی می‌رود و دسدمونای معصوم را به هرزگی با کاسیو متهم می‌کند و محکوم. او، آن فرشته زمینی را با دستان زمخت خویش در بستر خفه می‌کند. در بستری که به تازگی با هم درآمیخته بودند و شادمانه کام‌های عشق را از لبان یکدیگر می‌گرفتند. بستری که به ملافه‌های شب عروسی مزین شده بود. آخرین بوسه را از لبان دسدمونا می‌گیرد و دستش را تاوقتی که دخترک جان در بدن دارد بر گرداگرد گلوی کوچکش حلقه می‌کند و او را می‌کشد. اتللو نیز که با نادانی تمام به عشق واقعی همسر زیبایش شک کرده‌است و به یقین رسیده، در نبردی ناجوانمردانه با وجدانش، یک طرفه به قاضی می‌رود و دسدمونای معصوم را به هرزگی با کاسیو متهم می‌کند و محکوم. او، آن فرشته زمینی را با دستان زمخت خویش در بستر خفه می‌کند. در بستری که به تازگی با هم درآمیخته بودند و شادمانه کام‌های عشق را از لبان یکدیگر می‌گرفتند. بستری که به ملافه‌های شب عروسی مزین شده بود. آخرین بوسه را از لبان دسدمونا می‌گیرد و دستش را تاوقتی که دخترک جان در بدن دارد بر گرداگرد گلوی کوچکش حلقه می‌کند و او را می‌کشد. اتللو نیز که با نادانی تمام به عشق واقعی همسر زیبایش شک کرده‌است و به یقین رسیده، در نبردی ناجوانمردانه با وجدانش، یک طرفه به قاضی می‌رود و دسدمونای معصوم را به هرزگی با کاسیو متهم می‌کند و محکوم. او، آن فرشته زمینی را با دستان زمخت خویش در بستر خفه می‌کند. در بستری که به تازگی با هم درآمیخته بودند و شادمانه کام‌های عشق را از لبان یکدیگر می‌گرفتند. بستری که به ملافه‌های شب عروسی مزین شده بود. آخرین بوسه را از لبان دسدمونا می‌گیرد و دستش را تاوقتی که دخترک جان در بدن دارد بر گرداگرد گلوی کوچکش حلقه می‌کند و او را می‌کشد. نه چندان بعد همه چیز روشن می‌شود. همچون روز وقتی که از پس شب می‌آید. زن نادان یاگو و خدمتگذار دسدمونا، تازه می‌فهمد که دستمالی که در قصر یافته بود و به همسرش داده‌بود باعث مرگ بانویش شده‌است، شوهر نامردش که همه را به بازی داده‌است، متهم اصلی است و باید که مجازات گردد. او بوقلمون‌وار دوستی می‌کرد با همه در حالی که دشمنترین دشمنانشان بود. نه چندان بعد همه چیز روشن می‌شود. همچون روز وقتی که از پس شب می‌آید. زن نادان یاگو و خدمتگذار دسدمونا، تازه می‌فهمد که دستمالی که در قصر یافته بود و به همسرش داده‌بود باعث مرگ بانویش شده‌است، شوهر نامردش که همه را به بازی داده‌است، متهم اصلی است و باید که مجازات گردد. او بوقلمون‌وار دوستی می‌کرد با همه در حالی که دشمنترین دشمنانشان بود. اما یاگو از این هم بدتر بود. زن خویش را با شمشیر از نیام درآمده می‌کشد و می‌گریزد. ولی نمی‌داند که هیچ کس نمی‌تواند که از شمشیر بران عدالت فرار کند. عاقبت به دام ماموران می‌افتد و در محضر اربابش، اتلو، لب به سخن می‌گشاید و همه را غافلگیر می‌کند. همه که تا آن زمان او را به خوبی و دانایی می‌شناختند، تازه پی به وجود اهریمنی‌اش می‌برند و شیطان درونش که دیر بر همگان نماین می‌گردد. اتلو اکنون تازه بر ناروایی اعمالش پی‌می‌برد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. فرشتهٔ ونیزی زیبا چهره را با همین دستان خودش کشته بود و دیگر هیچ چیز نمی‌توانست او را التیام بخشد؛ پس خویشتن را با کاردی که در لباسش پنهان نموده می‌کشد. در آخرین لحظه‌های حیات نعشش بر روی جنازه دخترک معصوم می‌افتد. از لبان او برای آخرین بار کامی می‌گیرد و بدرود حیات می‌کند. یاگو نیز به دست عدالت سپرده می‌شود تا این که در زیر شکنجه‌های ناتمام به ملعونی رفتارهای خویش واقف گردد. زن جوان خوش‌دل، قربانی هوس‌رانی‌های قدرت و نادانی و دهن‌بینی شوهرش می‌گردد. عشق شیرینش به باد می‌رود. معشوقه‌اش به او، به او که او را می‌پرستید، عشقش را می‌پرستید، به او بهتان می‌زند و ناجوانمردانه‌تر او را در بستر خویش غرقه می‌کند. غرقه به امواج خروشان اندیشه‌های ناپختهٔ ناپاک و آتش افکار خصمانه‌ای که دیگران در درونش روشن کرده‌بودند و او نتوانسته بود که آنها را خاموش کند.                                                                                         

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه هشتم آذر 1388  |
 نامهای قدیمی ...
سلام

بررسی نامهای قدیمی مکانهای استان هرمزگان

معنی لفظی نامهای قدیمی بندرعباس و میناب :

 "تا قبل از قرن چهارم هجري در حوالي بندرعباس فعلي، بندر و روستاي كوچكي به نام «سورو» وجود داشت كه جغرافيا نويسان قرن چهارم هجري قمري از آن نام برده‌اند. برخي معتقدند «شهرو» كه اصطخري به عنوان «دهي كوچك بر كنار دريا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است. اين بندر در سال نهصد و بيست و چهار هجري قمري «بندر جرون» خوانده مي‌شد و دهكده‌اي كوچك بود و در روبه‌روي سواحل شمالي جزيره پراهميت «هورموز» آن روزگار،‌ قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغالي‌ها اين دهكده كوچك را براي پياده ‌شدن و بارگيري اجناس از خشكي انتخاب كردند. به دليل خرچنگ زيادي كه در ساحل اين بندر وجود داشت، نام آن را «بندر كامارااو» يا «كامبارائو»، يعني بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدي؛ يعني «گمبرون» يا «گامبرون» به احتمال زياد از لغت پرتغالي «گامارائو» اقتباس شده است." بر عکس نظر فوق مسلم به نظر می رسد که هر دوی نامهای سورو و گمبرون هر دو لفظ اصل ایرانی داشته و در اصل به صورتهای "سارو-" (منسوب ساری یعنی نوعی پارچه که در سمت هندوستان تولید میشده است) و خامه-ور- رون (محل دارای پارچه و تور و ریسمان) می بوده است. این نام به ظاهر می توانست به موجود کجکی راه رونده یعنی خرچنگ اطلاق شود که پرتقالیها محتملا آن را در زبان خویش به همین معنی یا به معنی گمرک گرفته اند. نام اخیر یعنی خامه ور ون در نام بندر خمیر استان هرمزگان واقع در شمال جزیره قشم زنده مانده است . بنابراین تصادف شباهت نام پرتغالی کامبارائو/کاماراو به کلمه فارسی خم-برو و خمی-رو باعث می توانست سبب پدید آمدن نام کهن محلی نام این شهر یعنی خمبرو در معنی محل خرچنگها شده باشد. گرچه اساساً معلوم نیست که پرتقالیها نام گمبرون (خام-ور- ون) را رسماً در زبان خویش به معنی محل خرچنگ یا شهر گمرکی گرفته باشند. نام جزیره سیری را نمی توان با نام سورو محک زد معنی درست آن به سبب دور افتادگیش از سواحل ایران و شبه جزیره عربستان همان جزیره سّری و مخفی است . یونیان نام کهن بندرعباس را در لشکرکشیهای اسکندر و نیروی دریایی او سالمونت قید نموده اند که آن را نیز می توان به همین معنی جایگاه تولید پارچه ساری / ساره یا سالمو (تور، ریسمان) گرفت. نظر به کلمه ثیاب در زبان عربی که معنی جامه ها و البسه است؛ مسلم می نماید نام تیاب که آن را نام دیگری بر شهر میناب دانسته اند خود همان شهر سورو (سالمونت) عهد باستان یعنی بندر عباس کهن منظور بوده است. گرچه تیاب در معنی فارسی آن ته آب یعنی مترادف بندر (بن دریا) به بندر شهر میناب یعنی همان تیومیناب نیز اطلاق میشده است. نام تیاب بر روی روستای بندری تیاب در غرب بندر کنارک زنده مانده است. نام قدیمی میناب یعنی اورموز (اور-مو-اوس) را در زبان اکدی می توان به معنی شهر آب جاری گرفت که مترادف نام میناب (جایگاه دارای آب نیکو) است . مارکوپولو نام رود میناب را آرامیس آورده است که باید از آن همان مفهوم آرام و آرامش دهنده مراد باشد. نظر به اینکه منطقه میناب، مغستان نامیده شده است؛ لذا نام دیرین بلوچستان یعنی ماگان (منطقه جادوگران و کاهنان) از اینجا مأخوذ بوده است. نام جرون هم به نوبه خود جای بررسی دارد چه همان طوریکه گفته شده است:"جرون نام قدیمی جزیره هرمز بود ، اما بعد از انتقال مرکز تجاری و بازرگانی هرمز قدیم (میناب) به این جزیره و ایجاد شهری بنام هرمز در این جزیره ، کم کم اسم هرمز با توجه به سابقه تاریخی آن ، جای جرون گرفته و بعنوان جزیره هرمز شهرت جهانی یافت.بعدها نام جرون به بندرگاهی که در منطقه سورو قدیم و جود داشت، اطلاق گردید. با رونق و گسترش تجارت در جزیره هرمز بندر جرون هم رو به رشد نهاد از این بندر برای بارگیری و تخلبه کالاهای تجاری جزیره هرمز استفاده می شد . جرون شهری است نیکو و بزرگ و دارای بازارهای خوب که بندرگاه هند و سند می باشد و مالتجاره های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می شود ( به نقل از ابن بطوطه جهانگرد مراکشی ). بر گرفته از کتاب از بندر جرون تا بندر عباس ، نوشته احمد سایبانی." کلمه جِر در فارسی به معانی شکاف زمین و نهر کوچک است. از این مفهوم در باب نام جرون دو نوع می توان نتیجه گیری نمود. نخست اینکه از نام جر- رون (جر- ران، جر- لان) مفهوم قطعه زمین جدا شده از سرزمین و خاک اصلی یعنی جزیره اراده شده باشد. از اینکه در زبان فارسی اثر و نشانی از این مفهوم نمی بینیم؛ لذا باید آن را کنار نهاد. دوم اینکه از آن معنی ناحیه ای که در کنارهای نسبتاً مرتفع آب گودی قرار گرفته یعنی بندر (بُن در یا بُن دریا) منظور شده باشد. از سفرنامه ابن بطوطه چنین مستفاد میشود که نام جرون به همین معنی اخیر گرفته شده و به بندرگاهی درشهر سورو اطلاق گردیده است. بدیهی است که این نام بدین مفهوم می توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد.( با تشکر از آقا جواد مفرد که این مطالب را برای ما فرستاد ) این مطلب را بعداً بدین مقاله افزوده ام:بدیهی است که نام جرون بدین مفهوم می توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد. نامهای سورو و خورموز به معنی ایرانی آنها سرخ از سوی دیگر با نام جزیره قرمز رنگ هرمز مناسب می افتند که یونانیان از آن تحت نام جزیره اریتره (سرخ) یاد نموده اند: "در نوشته ای مربوط به سال113پ.م افسانه ای از قول یک مورخ یونانی به نام آگاتارخیدوس تاریخ نگار وجغرافی قرن دوم پیش از میلاد نقل شده است که نخستین کسی که به جزیره ای در خلیج فارس گام نهاده بود، مردی بود به نام اریتراس یا اریتره از دامداران بزرگ ایران در زمان حکومت ماد(701یا708تا550پ.م). اریتره بدنبال رمه مادیان هایش که از وحشت حمله شیرهای درنده به آب زده و وارد این جزیره شده بودند با قایقی خود را به جزیره میرساندوجذب آب وهوای مطبوع زمستانه آنجا شده آنرا برای زندگی خود وخاندانش انتخلب میکند. آنها را به جزیره فرامیخواند ودر آنجا دژوبارو میسازد.اریتره به تدریج این جزیره وجزایر دیگر رامسکونی وآباد میکندوسالها بر آبهای دریای عمان وخلیخ فارس ودریای سرخ فرمان میراندودر همین جزیره هم میمیرد.ازین رو دریای پیرامون جزیره را به نام او اریتره (سرخ) نامیده اند." (مجله هما)

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه یکم آذر 1388  |
 سخت خبر و نرم خبر
سلام

سبک های تنظیم خبر

سخت خبر و نرم خبر

سخت خبر :

بیشتر از اخبار دیگر متکی بر زمان هستند ، تازگی نقش مهمی در سخت خبرها ایفا می کند تلاش می کنیم عینیت را حفظ کنیم واقعیت را همانطور که هست به مخاطب منتقل می کنیم . در سخت خبرها صفت به کار نمی بریم و اصطلاحا می گویند سخت خبر اسیر زمان است .

نرم خبر :

تاریخ مصرف نرم خبرها از سخت خبرها بیشتر است در نرم خبرها جزئیات بیشتر بر اساس تحقیقات نویسنده به مخاطب داده می شود . در نرم خبرها مصاحبه نقش مهمی دارد به خصوص مصاحبه های چهره به چهره و رو- در - رو .عنصر پررنگ در نرم خبرها خلاقیقت است .

آنچه باعث تفاوت نرم خبرها و سخت خبرها می شود قلم نویسنده ، لحن و نحوۀ بیان اوست .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه یکم آذر 1388  |
 شازده کوچولو
سلام

مثل درختی که بیفتد آرام آرام به زمین افتاد ...

خُب ، حالا دیگه برو ... دِ برو می خواهم بیایم پایین !

خندید ، طناب را گرفت و قرقره را به کار انداخت ...

اگر مثلاً سرساعت چهار بعداز ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود ...

افتاد روی سبزه ها و زد زیر گریه !

چه سیارۀ عجیبی ! خشک خشک و تیز تیز و شور شور ...

کار جان فرسایی دارم .

آتشفشان های فعالش را با دقت پاک و دوده گیری کرد .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388  |
 رالی

سلام 

نبودن پیست ،معضل بزرگی است

 در چوبی بزرگی ورود به سالن را نشان می داد ؛ سالنی با پله هایی از موکت های کرم که با نقش های سیاه رنگ پوشیده و با تکه های لوزی شکل از موکت کالباسی تزئین شده بود . این سالن به شکل نیم دایره بود به طوری که هر چه به طرف پایین می رفتی این نیم دایره کوچکتر می شد . سکو با گلهای آفتابگردان مصنوعی ، زنبق سفید و زرد تزیین شده بود . میز در حالیکه صورت خود را با سفرۀ قلم کار پوشانده بود ، 6 کاپ نقره ای رنگ را از بزرگ به کوچک در آغوش گرفته بود . دو در چوبی دو طرف سکوی اهدای جوایز بود و دو پنجرۀ بزرگ با پرده های قهوه ای تیره و ساقه های قهوه ای روشن .4 دستگاه خنک کننده مرکزی وظیفۀ تهویۀ هوا را برعهده داشتند و دوربینی که در سمت راست سکو بود وظیفۀ حفاظت را بر عهده داشت. 15 صندلی از 86 صندلی را خانمها تشکیل داده بودند . پردۀ نمایش با طول و عرض یکسان به شکل مربع با دو بلندگوی نسبتاً بزرگ در اطراف خود ، روی دیوار ، روبروی مخاطبان قرار داشت .

وحید محمّدزاده متولد 9 بهمن ماه 1361 از بندرعباس ، مجرد ، دانشجوی کامپیوتر. از سال 1382 توسط ساسان اوجانی فعالیت خود را در مسابقات اتومبیلرانی آغاز کرد در اولین مسابقه با جواد ایرانپور دوست صمیمی اش شرکت کرد و توانست از میان 50 نفر مقام چهارم را کسب کند .فقط یک خواهر بزرگتر از خودش دارد .تلویزیون کم می بیند و بیشتر برنامه های ورزشی را دنبال می کند .پیانو و صنایع دستی بندرعباس را دوست دارد به سینما علاقه ای ندارد اما سینمای خانگی دارد ؛ زیباترین فیلم ایرانی که دیده اخراجی هاست .از مهران مدیری به عنوان کارگردانی توانا نام می برد . عاشق رنگ سفید است چون احساس لطیفی را با آن تجربه می کند .ساده اما شیک لباس می پوشد. وی مسئول کمیتۀ رالی استان هرمزگان است .شخصی خوشرو و مهربان که از بچگی علاقۀ زیادی به ماشین های پُر قدرت و پُر شتاب داشته و یکی از آرزو هایش این بوده که در بندرعباس مسابقات اتومبیلرانی برگزار شود تا بتواند شرکت کند . هرگز برا ی شرکت در مسابقات استرس نداشته . او از سرعت لذت می برد و دلیل انتخاب این رشته را عشق به سرعت می داند .

1-آقای محمّد زاده رالی را چه نوع ورزشی تعریف می کنید ؟

ما هر گاه از مسابقات اتومبیلرانی صحبت می کنیم همه فکر می کنند که منظور رالی است اما رالی خودش به دو بخش حرفه ای و آماتور تقسیم می شود . رالی حرفه ای به دلیل نبودن یکسری از امکانات در کشور ما بسیار کم و بیشتر رالی آماتور انجام می شود .

اتومبیل رانی به چهار قسمت : رالی ، اسلالوم ( مارپیچ ) ، رِیس و کارتینگ تقسیم می شود .که هر کدام در چندین کلاس برگزار می شود مسابقات رِیس نیز در چندین کلاس برگزار می شود . کلاس بندی ماشین ها بدین شکل است که کلاس  1300استاندارد، 1400استاندارد ، 1600 استاندارد، 1800 استاندارد ، کلاس آزاد و کلاس GT1400را داریم .

2- برای دیدن مسابقات به کجا می روید و چطور مطلع می شوید ؟

(در حالیکه مشتهایش را به هم گره کرده )تهران . معمولا از طریق سایت های اینترنی مطلع می شوم ، اگر کارم اجازه دهد حتما می روم .

3-چه مسابقاتی در استان برگزار می شود ؟

مسابقات رِیس را در استان هرمزگان به دلیل نبودن پیست نمی توان برگزار کرد .تنها مسابقۀ رالی و اسلالوم در استان برگزار می شود . نبودن پیست مناسب بزرگترین معضل است . مسابقات اسلالوم را در جاهای کوچک مثل پارک دولت ، پارکینگ شهرداری برگزار می کنیم . هرچند که نامه ای برای    استاندار نوشته شد اما باز هم خبری از حمایت نیست .

 

هیئت  اتومبیلرانی تشکیل شده از آقایان : کاظم واحدی ، رئیس هیئت . حسین روحی ، نایب رئیس هیئت . ساسان اوجانی ، مسؤل بخش اتومبیلرانی . وحیدمحمدزاده ، مسؤل کمیتۀ رالی .مصطفی قدسی مسئول اسلالوم . امین مقدم مسئول داوری . مرتضی مرادی نسب مسئول کارتینگ . ابراهیم اعتمادی و کاوه رمضانی مسئول روابط عمومی .

4- در کشور هم مقامی داشتید ؟

(او در حالیکه روی صندلی جابجا می شود )تهران در سال 1386  یک دوره مسابقات اسلالوم برگزار شد ، با اینکه هیچگونه تمرینی نداشتم موفق شدم مقام دوم کشوری را بدست آورم  .

در استان 3 مقام اوّل ، 1 مقام دوّم و 1 مقام سوّم را در کارنامۀ خود دارد .

5- در مورد مسابقات رالی توضیحاتی بدهید .

مسابقۀ رالی به این شکل است که یک نفر به عنوان نقشه خوان باید در کنار راننده باشد مقام هایی که در مسابقۀ رالی در نظر گرفته می شود برای هر دو نفر ( راننده و نقشه خوان است .) شرکت کننده رالی باید یکسری موارد را رعایت کند مانند صحیح راندن ، دقت به علائم راهنمایی و رانندگی وچیزهایی که دیگری که در آیین نامه آمده است  . در مسابقات رالی به شرکت کنندگان 1 دقیقه قبل از شروع مسابقه نقشه داده می شود و باید طبق نقشه رانندگی شود .

6-اگر بخواهید  ماشینی را که با آن روزی قهرمان شده اید بفروشید چه احساسی دارید ؟

-خوب این بسیار ناراحت کننده است اما بایدتوجه داشته باشیم به دلیل مستهلک شدن هر ماشین تنها می توان یکی ، دوبار در هر مسابقه از آن استفاده کرد .

او ترک رالی را غیر ممکن و سخت می داند و حتی تا به حال به آن فکر هم نکرده است .

گزارشگر : جمیله دبیری نیا 

|+| نوشته شده توسط ماه پری در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388  |
 به آرامی ...

سلام

به آرامی میمیری

اگر سفر نکنی ، اگر کتابی نخوانی ، اگر به صدای زندگی گوش فرا ندهی ،

اگر قدر خودت را ندانی ...

به آرامی میمیری

اگر خودت را باور نکنی ، اگر نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی میمیری

اگر بندۀ عادت هایت شوی ، و هر روز یک راه را بروی ... اگر روزمرگی را تغییر ندهی ، اگر رنگهای شاد نپوشی ،

اگر با کسانیکه نمی شناسی سرصحبت باز نکنی ،

به آرامی میمیری

اگر شور و حرارت و احساسات سَرکش اَت را بروز ندهی ، همانهایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند و

ضربان قلبت را تندتر می کنند ،

به آرامی میمیری

اگر وقتی از شغلت یا عشقت راضی و شاد نیستی ، تحولی در آن ایجاد نکنی

اگر حاشیۀ امنیت اَت را به خاطر آرزویی نامطمئن به خطر نیندازی ، اگر آرزوهایت را دنبال نکنی

اگر به خودت اجازه ندهی که برای یک بار هم که شده از نصیحتی عاقلانه بگریزی ...

همین امروز را زندگی کن !

همین امروز خطر کن !

همین امروز کاری بکن !

                                                                                                                                                                                                                                                                    پابلو نرودا

|+| نوشته شده توسط ماه پری در سه شنبه نوزدهم آبان 1388  |
 پیرنگ
سلام
پیرنگی از دخترای ننه دریا
 
 توی یک شهر بزرگ ، توی یکی از برج های سر به فلک کشیده دو تا همسایه زندگی می کردند که یکی شون پسری به نام آرش با چشمان قهوه ای روشن ، بلند قد با پوستی گندمی و موهای مجعد مشکی و دیگری دختری به نام ماه پری با چشمان مشکی ، پوستی روشن و قدی متوسط داشت. آرش پیش دانشگاهی بود و ماه پری سوم دبیرستان . آرش مدتی بود احساس می کرد به ماه پری  علاقمند شده و از نگاه های ماه پری متوجه علاقۀ او نیز به خود شده بود  .پنجرۀ اتاق آرش و ماه پری روبروی هم بود . روزی آرش دل به دریا زد و شماره تلفونش را روی شیشۀ پنجرۀ اتاقش نوشت تا ماه پری بتواند با او صحبت کند. مدتی گذشت . اما انتظار هر روزۀ آرش کنار تلفن برای شنیدن صدای ماه پری بی فایده بود. چند روز بعد پدر آرش به خانه آمد و گفت که باید از این شهر بروند. آرش ناامیدانه آدرس ایمیلش را روی شیشه نوشت .

ماه پری با چشمانی غم ناک از پنجره رفتن آرش را نظاره می کرد و نمی توانست به او بگوید که برای همیشه در دلش یاد او را نگه می دارد . آرش نیز با دلی شکسته چشمانش را به سوی پنجرۀ اتاق ماه پری دوخته بود ، غافل از اینکه ماه پری از لای پرده های اتاقش از او می خواست که ترکش نکند . آرش از اینکه دیگر نمی توانست ماه پری  را ببیند غمگین از آن شهر رفت . اما امیدوار بود که روزی بتواند با ماه پری ارتباط داشته باشد . حالا بعد از سالها هنوز منتظر تماس ماه پری  است و هیچوقت متوجه نشد که ماه پری به خاطر سختگیرهای پدر و مادرش نمی توانست با هیچ غریبه ای ارتباط داشته باشد.

|+| نوشته شده توسط ماه پری در جمعه پانزدهم آبان 1388  |
 ساختن خبر

سلام

ساختن خبر : ساختن اجتماعی واقعیت

گی تاچمن ؛ جامعه شناس در کتابش به نام ساختن خبر (1978 ) معتقد است خبر ، ساختن اجتماعی واقعیت است . این کتاب بر اساس مجموعه مشاهدات مشارکتی در اتاق های خبر رسانه ها و مصاحبه با کارکنان خبری در طول دوره ای بیش از 10 سال نوشته شده است . تاچمن می گوید کار ساختن خبر ، ساختن خود واقعیت است نه تصویری از آن . وی اظهار می دارد خبر ، متحد مؤسسه های مشروعیت یافته است و وضعیت موجود را نیز مشروع می کند . تاچمن حرفه گرایی خبری و سازمان های خبری را به ظهور سرمایه های شرکتی پیوند می زند . او استدلال می کند خبر یک منبع اجتماعی است که ساخت آن گونه ای است که درک تحلیلی از زندگی معاصر را محدود می کند . وی معتقد است که خبر از طریق رویه های جاری و بر اساس ادعای صاحبان حرفه خبری در خصوص آگاهی قراردادی و ارائه گزارش های واقعی ، وضعیت موجود را مشروعیت می بخشد .

کنترل کارکنان خبر و حفظ وضعیت موجود

اینکه چرا و چگونه رسانه ها سیاست خبری و سردبیری را حفظ می کنند ، در دو مقاله از وارن برید گزارشگر سابق روزنامه ، دارای مدارک دکتری از دانشگاه کلمبیا ، و عضو پر سابقه دانشگاه تولن ، مورد بررسی قرار گرفت . برید در مقاله " کنترل اجتماعی در اتاق خبر حوزه هایی را کاوش کرد که در آنها معمولا خط مشی خبری و سردبیری حفظ و گاهی نیز نادیده گرفته می شود . بنابر مشاهدات برید ، ناشر روزنامه به عنوان مالک یا نماینده او این حق را دارد که خط مشی روزنامه را تعیین و اجرا نماید . با وجود این ، سازگاری حالتی خودکار ندارد .منظور برید از خط مشی ، جهت گیری روزنامه است که در سر مقاله ها ، ستون های خبری و عنوان های آن درباره مسائل و رویدادهای خاص نشان داده شده است . برید یادآوری می کند " تحریف " تقریباٌ هرگز به معنای دوپهلو گویی نیست ، بلکه به معنی حذف ، گزینش تفکیکی و گنجاندن ترجیحی است مثل شرح و تفصیل موضوعی که با خط مشی روزنامه همخوانی دارد و گم ساختن موضوعی که خلاف خط مشی است . برید معتقد است هر روزنامه چه نپذیرد ، خط مشی دارد . سیاست ، تجارت و کار حوزه های اصلی خط مشی است که بخش اعظم آن نتیجه ملاحظات طبقاتی است . برید یادآوری می کند که خط مشی روزنامه معمولاٌ پوشیده است ، زیرا اغلب خلاف هنجارهای اخلاقی روزنامه نگاری است و مدیران رسانه ها می خواهند از آزردگی خاطر و شرمندگی ناشی از دستور به تحریف یک گزارش خبری اجتناب کنند . یکی از نمونه های پنهان ساختن یک گزارش منفی راجع به تجارت گزارشی است راجع به ثروتمندترین و پر تجربه ترین سرمایه گذاری در زمینه املاک و ساختمان که در آن ابزار نگرانی شده است که بسیاری از مؤسسه های وام و پس انداز و بانک های تجاری کشور ، از مجوزهای فدرالی خود از جهت مالی در ساختمان های اداری ، هتل ها و طرح های خانه سازی سوءاستفاده کرده اند که در پایان این دهه منجر به تورم خواهد شد . این گزارش در بخش E صفحه 4 روزنامه ای در روز شنبه چاپ شد . در فاصله سه سال روزنامه ای که این گزارش را دربین صفحات پنهان کرده بود ، خود را در میانه میدان بزرگترین بحران وام و پس انداز در تاریخ امریکا یافت . از آنجایی که ماهیت خط مشی ، پوشیده و پنهان است ، به گزارشگر تازه کار نمی توان گفت این خط مشی چیست ، ولی برای اینکه پاداش بگیرد و از تنبیه اجتناب کند باید یاد بگیرد آنچه را که مورد انتظار است در نظر داشته باشد . چون خط مشی هیچ گاه حالت صریح و آشکار پیدا نمی کند ، گزارشگر تازه کار آنرا به چند شیوه غیر مستقیم می آموزد .اول اینکه هر روز ، روزنامه را می خواند و یاد می گیرد ویژگی های آن را تشخیص دهد . معمولاٌ بازده کار وی از کار همکاران اتاق خبر الگوبرداری می شود . گزارش های افراد تازه کار ، بازتاب چیزی است که در حکم راه و روش استاندارد تعریف شده است . ویرایش نسخه کار شخص تازه کار ، راهنمایی دیگری است در مورد اینکه چه چیزی قابل قبول و چه چیزی ناپذیرفتنی است . گاهی گزارشگر ممکن است به شیوه ای تلویحی توبیخ شود . معنی اش این است که اگر از خط مشی پیروی نشود ، تنبیه در پی خواهد بود از جمله دلایل دیگری که برید برای همنوایی با خط مشی ذکر می کند عبارتند از فقدان تضاد گروهی ، ماهیت خوش آیند فعالیت ( مثلاٌ همبستگی گروهی در اتاق خبر ، ماهیت جالب کار ، حقوق و مزایای غیر مالی ) و این واقعیت که خبر به صورت ارزش در می آید و یک چالش مستمر است .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه دهم آبان 1388  |
 تأتر

سلام


  با اينكه امروز منشاء آييني پذيرفته ترين نظريه درباره ي تئاتر است، اما تنها نظريه ي مورد قبول عام بحساب نمي آيد كه در زير به بررسي اين نظريه ها مي پردازيم .  نظریۀ داستان سرایی  : بعضي از محققان تئاتر اعتقاد دارند كه سر چشمه ي تئاتر داستان سرايي است. آنها توضيح مي دهند كه گوش كردن به قصه ها عمده ترين خصلت انسان است ، همچنين آنها داستان گويي را پيشنهاد مي كنند، كه در آن الگوي تئاتر از افسانه سرايي سر چشمه مي گيرد . افسانه ها ابتدا در باره ي شكار، جنگ يا قتو هات ديگرند و بتدريج آب و تاب بيشتري مي يابند مثلاً گوينده به تدريج به بازي كردن مي پردازد و ديالگ بكار مي برد و سپس شخصيتهاي مختلف قصه توسط افراد مختلف تجسم مي يابند بر اساس اين نظريه درام و تئاتر بايد از غريزه ي قصه گويي انسان سر چشمه گرفته باشد .  نظريۀ رقص و حركات ضربي :   مطابق اين نظريه محققان اعتقاد دارند كه تئاتر از رقص و حركات ضربي و ژيمناستيك يا تقليد حركات و صداي حيوانات آغاز شد و بتدريج گسترش يافته است(1) .اين حركات بعد ها سيقل يافته و تزيين شده و به پايه ي اجراي تئاتري حساب شده رسيده اند(2) .  نظريۀ تقليد و خيال پردازي : در قرن چهارم ق.م ارسطو گفت: ((انسان برحسب طبيعت خود جانور مقلد است و از تقليد كردن  از اشخاص و حركات ديگران و نيز از تماشاي تقليد نيز لذت مي برد)) در قرن بيستم ب.م عده اي از روانشناسان اعتقاد دارند كه انسان داراي خيال پردازي است و از اين طريق مي كوشد واقعيت بيرون را مناسب حال خود و نه چنانكه در زندگي روزمره به آن بر خورد مي كند باز سازي كند از اين رو قصه(3) به انسان امكان مي دهد كه اضطرابها و ترسها ي خود را عينيت ببخشد تا بتواند با آنها بر خورد كند يا عقيدها يا رؤياهايش را بتواند تحقق ببخشد .در اين صورت تئاتر وسيله اي مي شود كه انسان توسط آن جهان خود را تعريف مي كند يا از طريق آن از واقعيتهاي تلخ فرار مي كند .  نظريۀ جوامع ايستا و پويا  :   مفهوم ديگري كه كمك مي كند كه تئاتر را در دور نماي واقع ببينيم نظريه ي جوامع ايستا و پويا مي باشد، اين نظريه تحليلي از تفاوتهاي شرق و غرب در برخورد با مسئله ي تئاتر و شرايط متضاد آنها را تحت تأثير و شرايط متضاد آنها را تا حدودي روشن مي كند .  الف: جوامع پويا: در اساطير غرب (يونان) مسئله ي اصلي بين دو سنخ از وجود است، يعني خدايان و انسانها كيفيت متمايز تفكر غربي را مي توان تا حدي در كش مكش بين دو نقش زمين و آسمان دانست اين نقشها هميشگي نيستند  از دوراني به دوراني ديگر و از جامعه اي به جامعه ي ديگر بشدت در حال تغيير هستند، گاهي تأكيد اصلي روي قدرت برتر خدايان مي باشد و انسان در موقعيتي كاملاً وابسته به اين نيرو قرار مي گيرد اين امر در حقيقت نگرش مذهبي است.گاهي نيز اصلي در انسان  و توانايي او  بعنوان موجودي عقلاني است كه خود قادر است مسائل خود را حل كند كه نگرش انسان گرايانه است . يوناني ها با توسعه دادن نقش انسان باري سنگين بر دوش تفكر غرب نهادند در اين تفكر، انسان سهمي اساسي در اداره ي عمل امور جهان بر عهده مي گيرد، بنابراين دخالت جهان ملكوتي در امور زمين انسان رو به كاهش مي گذارد. لذا در تفكر غربي جهاني در درجه ي اول از زاويه ي ديد انسان نگريسته مي شود كه خود صحنه اي است پر از تضاد و تغيير و تحول با اين مقدمه مي توان گفت كه تئاتر غرب معتقد به تحول، تغيير و پويايي مي باشد .  ب:جوامع ايستا : از طرف ديگر تفكر غالب در انديشه ي شرق تمايز بارزي بين انسان و خدا قائل نيست، در اساطير شرق، انسان مي كوشد از محدوديتهاي موقتي اين جهان فراتر رفته و با راز هستي(خدا) يگانه گردد كه در آن همه ي جدا يي ها از جمله جدا يي و تمايز بين انسان و روح ناپديد گردد. اگرچه در اين جهان همه چيز طوفاني و در حال تغيير است اما در پس اين تغيير و تحول نظمي چنان كامل حكم فرما است كه در مقابل هر نوع تحريفي مقاومت مي كند.  ب:جوامع ايستا : از طرف ديگر تفكر غالب در انديشه ي شرق تمايز بارزي بين انسان و خدا قائل نيست، در اساطير شرق، انسان مي كوشد از محدوديتهاي موقتي اين جهان فراتر رفته و با راز هستي(خدا) يگانه گردد كه در آن همه ي جدا يي ها از جمله جدا يي و تمايز بين انسان و روح ناپديد گردد. اگرچه در اين جهان همه چيز طوفاني و در حال تغيير است اما در پس اين تغيير و تحول نظمي چنان كامل حكم فرما است كه در مقابل هر نوع تحريفي مقاومت مي كند. نگرش شرق مفهومي از نظم جهان القاء مي كند كه در آن همه ي وظايف نقشها و امكانات تثبيط شده اند، اين نگرش واقعيت ها را همچون زنجيري از تغييرات مداوم جهان هستي نمي پذيرد، بلكه وا قعيت را همچون وجودي ثابت مي شناسد بنابراين نمي پذيرد كه انسان مي تواند بر اين هستي تأثير بگذارد، بلكه معتقد است انسان با آن يكي شده، در نتيجه براي ذهن شرقي تغيير و تحول يك توهم است، حال آنكه براي ذهن غربي تغيير و تحول جوهر حقيقت و واقعيت است. با اين مقدمه مي توان گفت كه تئاتر آسيا و افريقا بيشتر گرايش به سكون، سنت و تعادل دارد، بطوريكه انسانهاي ابتدايي و خاور نزديك و مصر باستان به بينش مذهبي گرايش داشتند و جهان را همچون مكاني تحت تسلط آسمان مي دانستند كه ابدي و تغيير ناپذير است . بخش عمده ي مطالب تاريخ نمايش را راه تحول يونان و اروپا را دنبال خواهد نمود، هر چند قبل از پرداختن به آن تاريخ لازم است به اختصار نگاهي به رشد و توقف تئاتر مصر و خاور نزديك بيندازيم كه گفته مي شود سر آغاز تمدن بشر بوده است كه در آينده به آن مي پردازيم . 
|+| نوشته شده توسط ماه پری در یکشنبه دهم آبان 1388  |
 ویژگی های یک عکس خوب خبری

سلام

عکس

عکس ها به 3 شکل به چاپ می رسند ؛ افقی ، عمودی و مربع . افقی ، طبیعی ترین شکل است و مربع نامناسب ترین شکل .

شرح عکس

شرح عکس کاملاً با متن تفاوت دارد و روزنامه ها برای اطمینان از اینکه این تفاوت برای خوانندگان  مشهود باشد ، شرح عکس ها را با حروف متفاوت ، سیاه یا ایتالیک می نویسند . در صفحات خبری شرح عکس را باید در زیر عکس نوشت اما برای تنوع به ویژه در صفحات غیرخبری شرح عکس را می توان در کنار عکس ها هم نوشت .

اندازۀ عکس  

اندازه عکس هر چه بزرگتر باشد ، توجه تعداد بیشتری از بینندگان را جلب می کند . وقتی عکس به جای یک ستون در دو ستون چاپ می شود ، تعداد خوانندگان مقاله مربوط به آن عکس از 42 درصد به 55 درصد افزایش می یابد . عکس 4 ستونی این نسبت را به 70 درصد افزایش می دهد . هر چند بزرگ بودن تصویر نظر بیننده را جلب می کند اما عوامل دیگری نیز در این امر دخالت می کنند . مثلاً خود موضوع اگر به صورت استثنا برانگیزاننده باشد . حتی تصویری کوچک از چشم دور نمی ماند .

به طور مثال وقتی جنسیت مطرح می شود ، حداقل می توان گفت اندازه  عکس تنها عامل جلب کننده توجه نیست اما به هر حال عکس های بزرگتر افراد را به خواندن مطلب راغب می کنند و در یاد آوردن آن مطلب مؤثرند . به طور مثال عکس دو ستونی جزییات مقاله را به خواننده یادآوری نمی کند اما عکس شش ستونی تا حدودی جزئیات مقاله را به مخاطب یادآوری می کند .

همچنین تحقیقات نشان داده است که عکس بزرگتر در بهتر فهمیدن ماجرا نیز مؤثر است . وقتی در مورد مطلبی که فاقد عکس بود از خوانندگان سؤال شد .13 درصد پاسخ درست دادند . با اضافه شدن چندین عکس درک مطلب از طرف خوانندگان بیشتر شد ، وقتی مطلب با عکس های بزرگ همراه شد ، 75 درصد از خوانندگانی که مطلب را خوانده بودند ، به خوبی مطلب را فهمیده بودند و می توانستند آن را بازگو کنند چرا که به عقیده محققان همراه شدن عکس بزرگ موجب می شود خواننده بخش بیشتری از مطلب را بخواند و در نتیجه درک بهتری از آن داشته باشد . عکس بزرگ برای تزئین صفحه نیست . استفاده از عکس بزرگ و تعداد بیشتر عکس ها یک ضرورت است . 

 اهل مطالعه نیستند . از این رو عکس ها MTVامروزه همۀ گزارشگران ، سردبیران و مدرسان گله دارند که نسل

به ابزاری تبدیل می شوند که مخاطبانی را که انگشتانشان به جای ورق زدن صفحات روزنامه با تغییر کانال های تلویزیون آشناتر است . به خواندن تشویق می کنند . لذا سردبیران از طول و عرض مطالب می کاهند تا برای چاپ عکس های بزرگ فضای کافی ایجاد کنند .

ویرایش عکس

حذف زوایه عکس به منظور بزرگنمایی سوژۀ اصلی ، ویرایش نام دارد .

هنگام عکاسی فرصت بسیار کمی دارید که چه چیزی را در کادر تصویرتان بگنجانید و چه چیزهایی را حذف کنید . تأثیر عکس اغلب به این تصمیم گیری بستگی دارد . گنجاندن عناصر اضافه در کادر ممکن است چشم بیننده را به جای موضوع اصلی به عناصر ناخواسته متوجه کند . ویراستار عکس ، طراح یا صفحه آرا برای تاکید بر عناصر معنادار در تصویر ، باید بخش های غیرضروری را حذف کند . یکی از طراحان مطرح نشریات اینترنی می گوید : آنچه که وجودش برای تصویر غیرضروری است را بی رحمانه حذف کنید . طوری که بیننده سردرگم نشود . حذف بی رحمانه زاویه به قدرتمند شدن سوژه اصلی و به خوانایی عکس کمک می کند . براساس تحقیق شاردن پولانسکی از گالوپ ، هر چه پس زمینه عکس ساده تر باشد ، توجه به موضوع اصلی افزایش می یابد .

کاهش کیفیت ، بهای برش

ویراستار یا طراح با برش عکس می تواند تأثیر آن را افزایش دهد اما باید بهای آن را بپردازد . بزرگ کردن بخش کوچکی از عکس اصلی ، عیب های احتمالی عکس را نیز بزرگ تر خواهد کرد . اگر عکس اصلی از وضوح کافی برخوردار نباشد . در آن صورت عکس چاپ شده ، ناواضح تر است .

حتی اگر عکس اصلی واضح باشد ، برزگ کردن بخشی از آن موجب بزرگ شدن پیکسل های تصویر و نهایتاً کاهش  وضوح  تصویر خواهد شد . تصویر هر چه بزرگتر می شود ، پیکسل ها به صورت چهارخانه های ریز در می آیند . عکاس باید بداند وقتی عکس برش داده می شود و بزرگتر می شود ، اگر چه تأثیر بصری آن افزایش می یابد اما کیفیت فنی آن کاهش می یابد . از این رو در برش عکس باید دست به انتخاب زد ، ترکیب بندی بهتر یا دقت و کیفیت بیشتر . اما عکس بد هرگز نباید چاپ شود و اگر اجباری در بین باشد ، باید در اندازه کوچک چاپ شود . بزرگ کردن عکس ضعیف یعنی دعوت به تماشای عیب های عکس .

اندازۀ عکس اهمیت دارد

نمای دور از یک ساختمان یا تصویری هوایی از یک ناحیه نیاز به فضای بیشتر دارد . چنین عکسی اگر آنقدر کوچک شود که در یک ستون جا بگیرد ، جزئیات به هم فشرده شده و کلی از اطلاعات موجود در تصویر که دارای اهمیت است ، از میان خواهد رفت . عکس جمعیت زیاد را هم باید به طور قابل توجهی بزرگ چاپ کرد عکس جمعیت در اندازه کوچک به صورت نقاط رنگی و انتزاعی دیده می شود و اما وقتی بزرگتر شد تبدیل به صحنه ای پر از انسان می شود .

تضاد در اندازه

وقتی همه عکس ها بزرگ و یا همه عکس ها در اندازۀ کوچک چاپ شود ، تأثیری کسالت آور ایجاد می کند . هیچ عکسی چیره نمی شود و اهمیتی مضاعف نمی یابد . طراح می تواند با بزرگ کردن بعضی از عکس ها بر آنها تاکید کند در صفحه ای که بعضی از عکس ها کوچک و بعضی بزرگ اند ، فضای جذابتری ایجاد می شود .

حال و هوای عکس باید حفظ شود

برش ، بخش های غیرضروری عکس را بهتر می کند . اما اگر در انجام این کار دقت نشود ، ممکن است حس و حال عکس از بین برود . به طور مثال قفسه های کتاب در عکس پرتره استاد دانشگاه به بیان شخصیت آن فرد کمک می کند و نباید حذف شود .

 گاهی قرار دادن فضای خالی در تصویر برای ایجاد توازن لازم است و مثلاً وجود یک فضای خالی در برابر دونده این حس را در بیننده تقویت می کند که دونده در حال حرکت است . همچنین فضای خالی در تصویر نیم رخ و در مقابل فرد موجب می شود که بیننده فکر نکند که فرد به لبه کادر خیره شده است . برش های نسنجیده قسمت هایی از تصویر را که به آن معنا می دهند ، حذف می کند . به طور مثال اعضای بدن را می توان برش داد اما خط برش نباید روی مفصل های بدن مثل آرنج و زانو قرار گیرد . اگر بنا باشد در تصویر سر را از بدن جدا کنیم لازم است بخشی از شانه ها هم در کادر گنجانده شود . همچنین عناصر مهم و نشاندهندۀ فضای  تصویر را نیز نباید برش داد.

 

رنگ در عکس 

خوانندگان و مخاطبان روزنامه ها ، عکس رنگی را ترجیح می دهند . بر اساس تحقیق ادارۀ بین المللی تحقیقات و بازاریابی روزنامه ، خوانندگان عکس های رنگی را واقعی تر تلقی می کنند و آنها را بهتر به خاطر می سپارند . همچنین در تحقیقی که توسط دستگاه ردیاب چشم در سازمان گالوپ انجام شد ،پژوهشگران به این نتیجه دست یافته که توجه خوانندگان به عکس های خبری سیاه و سفید 77 درصد بود اما زمانی که عکس ها رنگی شد ، توجه مخاطبان به 88 درصد افزایش یافت . در مورد عکس های ورزشی این اختلاف بسیار بیشتر است .

در تحقیق دیگری مسئله قدرت رنگ به شکل دیگری مورد بررسی قرار گرفت . محققی ابتدا تعدادی عکس سیاه و سفید و تعدادی عکس رنگی را به مدت 10 ثانیه در معرض دید مخاطبان قرار داد . پس از مدتی دوباره همان عکس ها به مخاطبان نشان داده شده و از آنان خواسته شد عکس هایی را که قبلاً دیده بودند شناسایی کنند . در این پژوهش معلوم شد . مخاطبان عکس های رنگی را بهتر و بیشتر شناسایی می کنند تا عکس های سیاه و سفید .

در عکس ها باید به :

1-فرم

2- محتوا

3- زمینه  توجه داشت .

به عکس می توان از دیدهای مختلف نگاه کرد .تنها کافی است کادر افقی را عمودی کنیم . اگر امتداد محدود بشود باید عکس را به شکل عمودی گرفت . کافی است فرم را عوض کرد تا محتوا عوض شود .باید توجه داشته باشیم که در عکس عناصر طوری درکنار هم قرار بگیرند که معنی جزء را ندهند   . مثلا وقتی می خواهیم به مخاطب این حس را منتقل کنیم که سوژۀ عکس هیچ حرکتی ندارد آن را در وسط قرار می دهیم .

|+| نوشته شده توسط ماه پری در شنبه نهم آبان 1388  |
 حقوق ...
سلام

دوست دارید در مورد تاریخچه ی حقوق حرفه ای روزنامه نگاری یک چیزهایی بدونید ؟

پس :

فعالیت های تشکیلاتی روزنامه نگاران ایران در دورۀ پس از انقلاب مشروطیت

در ایران هم مثل ممالک غربی ، چند دهه قبل از آنکه تشکیلات صنفی روزنامه نگاران به معنای دقیق کلمه پدید آیند ، کوشش هایی از سوی کارگران چاپخانه ها در این زمینه ، صورت گرفتند به دنبال آنها ، روزنامه نگاران نیز به تدریج سازمان های خاصی ایجاد کردند که بیشتر جنبه های سیاسی داشتند و از احزاب و گروه های مختلف پیروی می نمودند . اینگونه تشکیلات در دورۀ بین شهریور 1320 و مرداد 1332 فعالیت داشتند . در دورۀ پس از کودتای 28 مرداد 1332 سازمان های مطبوعاتی خاصی با حمایت دولت پدید آمدند . نخستین سازمان صنفی و حرفه ای بعد از کودتای 28 مرداد ، سندیکای خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات بود .

1-کوشش های کارگران چاپخانه ها و روزنامه نگاران                     

 پیشگامی تشکیلات صنفی کارگران چاپ

نخستین تشکیلات سیاسی روزنامه نگاران

در ایران نیز مانند کشورهای غربی کارگران چاپخانه ها در آغاز مبارزات صنفی و ایجاد تشکیلات حرفه ای نسبت به روزنامه نگاران پیشقدم شده بودند .

الف- پیشگامی تشکیلات صنفی کارگران چاپ

کارگران چاپخانه ها که برای نخستین بار ، شمار آنها به دنبال نهضت مشروطیت و همزمان با افزایش تعداد روزنامه ها و رونق کار چاپ ، افزایش یافته بود ، در فعالیت های سیاسی آن زمان ، مشارکت فعال پیدا کردند . کارگران مذکور از گروه های باسواد و آگاه جامعه به شمار می رفتند و در رویدادهای مربوط به تحول وضع مطبوعات و از جمله ، با اعتصاب روزنامۀ « حبل المتین » آغاز شد .

نخستین اتحادیۀ کارگران چاپخانه ها ( اولین اتحادیۀ کارگری ایران  )

در سال 1295 شمسی از طرف کارگران چاپخانۀ « کوچکی » تهران ، اولین اتحادیۀ کارگری ایران یا نخستین اتحادیۀ کارگران چاپخانه ها تشکیل شد . دوسال بعد « اتحادیۀ کارگران مطابع تهران » به مدیریت سید محمد دهگان  با شرکت صدها نفر عضو به وجود آمد .

در سال 1298 شمسی اتحادیه برای متناسب کردن شرایط نامساعد کارحروف چینی و محدودکردن ساعت کار روزانه تلاش کرد .  

مهمترین مبارزه این اتحادیه :

- در سال 1300 شمسی باعث توقیف ناگهانی 14 روزنامه از جمله روزنامه «حقیقت »به مدیریت سید محمد دهگان .و روزنامه های عضو جبهۀ آزادی : مانند توفان ، ایران آزاد و میهن .                                         

در جریان این مبارزه اتحادیۀ کارگران چاپخانه ، تصمیم به اعتصاب عمومی گرفت و بر اثر اعتصاب عمومی اتحادیۀ کارگران چاپخانه  انتشار روزنامه های طرفدار دولت وقت مانند « ایران » به مدیریت زین العابدین رهنما ، «ستارۀ ایران» به مدیریت علی دشتی ، گلشن و قانون نیز متوقف شد .

 فرخی یزدی مدیر روزنامۀ « توفان » با گروه بزرگی از کارگران عضو اتحادیۀ چاپخانه ها و اتحادیه های دیگر به مجلس شورای ملی رفتند و تصمیم خود را برای اعتصاب عمومی به اطلاع نمایندگان مجلس و دولت رساندند . دولت برای جلوگیری از خطر اعتصاب عمومی کارگران ، رهبران اتحادیۀ کارگران چاپخانه ها را از زندان رها ساخت و تمام روزنامه های توقیف شده را نیز آزاد کرد .

ب- نخستین تشکیلات سیاسی روزنامه نگاران که مسعود کوهستانی نژاد محقق تاریخ نهادها و سازمان های مطبوعاتی ایران تاریخ تاسیس انجمن روزنامه نگاران ایران را اواسط سال 1325 هجری قمری ذکر کرده است .

وی در این باره می گوید :

دهۀ 1320 را می باید زمان اوج گیری گروه های مطبوعاتی ایران دانست .

دومین اقدام مهم مدیران ؛ تشکیل شورای عالی مطبوعات به کوشش امیر معتضد مدیر هفتۀ نامۀ « تنبیه درخشان » و همکاری اکثر مدیران جراید در شهریور ماه 1300 ه.ش در تهران صورت گرفت ، بود .

2-تشکیلات سیاسی روزنامه نگاران از سال های 1320 تا 1332

شعار آزادی ، حراست از آزادی ، مقابله با اقداماتی که دولت بر علیه آزادی انجام می دهد ، فصل مشترکی  بین گروه های مطبوعاتی با احزاب و گروه های سیاسی شد .

نخستین گروه ها ؛ شورای عالی مطبوعات بود که در شهریور 1321 با انتشار مرامنامه ، فعالیت کوتاه مدت خود را آغاز کرد .این انجمن به منظور آزادی قلم و تکامل مطبوعات ، حفظ حقوق مشترک روزنامه ها و مجلات ، و بالاخره مقابله با اقدامات دولت ودیگر مقامات علیه مطبوعات تشکیل شد .

البته دو گروه مشابه جبهۀ استقلال و جبهۀ آزادی بیشتر به احزاب و گروه های سیاسی مشابهت داشت تا یک گروه خاص مطبوعاتی ...

جبهۀ آزادی نمونه ای تمام عیار از گروه های مطبوعاتی بود که موضوع آزادی ، سیاست و دولت ، محور اصلی فعالیت آنان را تشکیل می داد .

اتحادیۀ ملی جراید که در اواسط پاییز 1322 تشکیل شد و چند ماه به فعالیت ادامه داد ، الگوی کوچک شدۀ جبهۀ آزادی ، یعنی جبهۀ استقلال که با همان روش و همان نوع برخورد و حتی عبارت پردازی در اعلامیه های صادره از موضعی مقابل موضع جبهۀ آزادی در سال 1323 هیئت مؤتلفۀ مطبوعات که چهره ای دیگر از جبهۀ آزادی تلقی شده( 1324)

«از جمله گروه های مطبوعاتی بودند که تا هنگام پایان جنگ جهانی دوم در ایران بر سیاق نگرشی سیاسی تشکیل شدند ...»

در سال های دهۀ 1320 شمسی ، بدنبال سقوط نظام دیکتاتوری و از میان رفتن اختناق قبلی روزنامه نگاران ایران برای اولین بار موفق شدند تشکیلات خاصی برای همبستگی های فکری و سیاسی خویش ایجاد کنند که عبارتنداز :

                                                                                                                            اتحادیه ها و جبهه های مطبوعاتی

هدف های مهم این انجمن حفظ آزادی قلم و تکامل مطبوعات و حفظ حقوق مشترک آنها و مبارزه علیه توقیف روزنامه ها را در بر می گرفتند . حزب توده ، با حمایت این حزب ، سازمانی به نام « اتحادیۀ مطبوعات ایران » در سال 1321 شمسی تشکیل شد که روزنامۀ « سیاست » ، ارگان رسمی حزب ، از اعضای اصلی آن بود . این اتحادیۀ در تیرماه 1322 شمسی با « جبهۀ آزادی » . سرانجام در تابستان 1323، تمام تشکیلات « جبهه آزادی » تحت کنترل حزب توده قرار گرفت . در آذر ماه 1322 ، چند ماه پس از بازگشت سیدضیاء الدین طباطبایی ، نخست وزیر کودتای 1299 ، از تبعید در خارج کشور ، و آغاز تلاش های سیاسی و مطبوعاتی او برای مقابله با نفوذ حزب توده ، وی « اتحادیۀ ملی مطبوعات » را تشکیل داد . چند روزنامۀ طرفدار او مانند « کانون » ، « هور » ، « وظیفه » ، « کشور » به اتحادیۀ مذکور پیوستند .روزنامه های وابسته به این اتحادیه که به مطبوعات « جبهۀ استقلال » شهرت یافته بودند . بر سر تقاضای دولت شوروی برای کسب امتیاز بهره برداری از نفت شمال ایران در جهت طرفداری از انگلستان و آمریکا ، یا شوروی باجبهۀ آزادی شدیداً به مقابله پرداختند .

-انجمن روزنامه نگاران ایران

در خرداد ماه 1325 شمسی ، سازمان مطبوعاتی جدیدی موسوم به « انجمن روزنامه نگاران ایران » تشکیل شد .در تاسیس این انجمن ، عده ای از روزنامه نگاران ظاهراً میانه رو ، مانند ابوالقاسم امینی ، مدیر روزنامۀ« امید» . حمید رضا رهنما مدیر روزنامه« ایران » . جهانگیر مسعودی برادرزادۀ عباس مسعودی موسس روزنامۀ « اطلاعات » . جهانگیر تفضلی مدیر روزنامۀ « ایران ما » . دکتر پرویز ناتل خانلری مدیر مجلۀ « سخن » و احمد نامدار مدیر روزنامۀ «پیکارروز » . مشارکت داشتند .فعالیت های این انجمن بیش از آنکه به بهبود وضع مطبوعات معطوف باشند ، دارای جنبه های تبلیغاتی بودند .این انجمن در دی ماه سال 1325 به عضویت « سازمان بین المللی روزنامه نگاران » در پراگ پایتخت چکسلواکی پذیرفته شد .

- جبهۀ مطبوعات ضددیکتاتوری

در فروردین 1327 شمسی چند هفته بعد از قتل محمدمسعود مدیر روزنامۀ « مرد امروز » (23 بهمن 1326 ) عده ای از مدیران مطبوعات تهران تشکل جدیدی تحت عنوان « جبهۀ مطبوعات ضددیکتاتوری » با شرکت « حزب تودۀ ایران » ایجاد کردند .

29 فروردین 1327 نخستین جلسۀ موسسان این جبهه در حدود 70 نفر از مدیران و نمایندگان مدیران مطبوعات  و نویسندگان تهران شرکت داشتند .اجتماع کنندگان در این جلسه معرف مطبوعات وابسته به 4 گروه سیاسی ؛ « دموکرات ایران » ، « ارادۀ ملی » ، « ایران » و « اتحاد » و نیز روزنامه های غیرحزبی و مستقل نظیر « قیام ایران » بودند .

در کتاب « گذشته ، چراغ راه آینده است » چگونگی برگزاری این جلسه را چنین منعکس شده است :

عصر بیست و نهم فروردین ماه 1327 به دعوت سید محمد باقر حجازی مدیر روزنامۀ وظیفه .

شرکت کنندگان در پایان این جلسه قطعنامۀ ذیل را تصویت نمودند :

1-مقامات نظامی نباید از حدودی که حکومت دموکراسی برای آنها تعیین کرده تجاوز کنند و حق هیچ گونه اقدام و تظاهری خارج از وظایف محدود و مخصوصۀ خود ندارند .

2-کلیۀ افراد و مقامات مسول و غیر مسئول در حدود حقوقی که قانون اساسی و قوانین دیگر برای آنها معین ساخته نباید قدمی فراتر گذارند .

3-شهربانی و کلیۀ مقامات نظامی و انتظامی به حکم قانون اساسی و منشور ملل متفق و تجربیات تلخ گذشته ، صلاحیت مداخله در توقیف و تحدید مطبوعات و تعطیل احتماعات را ندارند .

4-نمایندگان مجلس شورای ملی باید بیش از پیش به شان نمایندگی و اهمیت و مسئولیت خود توجه داشته و مخصوصاً آگاه باشند که موقعیتی از زمان را طی می کنند که هر لحظه آن از زشت و زیبا در سرنوشت آزادی آنان و حکومت ملی تاثیر قابل توجهی دارد .

جبهۀ مطبوعات ضد دیکتاتوری :

جبهه ای است از مطبوعات برای حفظ مقررات قانون اساسی راجع به حقوق ملت ایران و مخالفت باظهور دیکتاتوری و به منظور استقرار اصول حریت فکر و خرد و اجرای قانون اساسی .

حقوق که مطابق قوانین اساسی ایران برای ملت ایران تأمین شده باید حفظ گردد .

در جلسۀ 28 تیرماه 1327 « جبهۀ مطبوعات دیکتاتوری » ائتلاف « حزب توده » را با «حزب دموکرات ایران » و « حزب ارادۀ ملی » را بی اساس خواند .

«حزب دموکرات ایران» با مدیریت  قوام السلطنه و « حزب ارادۀ ملی » با مدیریت سیدضیاءالدین طباطبایی . 

|+| نوشته شده توسط ماه پری در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388  |
 پیرمرد و پیرزن
سلام

قبل از هر کس خودم خطاب این جریانی هستم که برایتان بازگو میکنم آزمایشی را در « هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند :80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب كردند . یك شهرك را به دور از هیاهو مانند با 40 سال پیش ساختند . غذاهای 40 سال پیش در این شهرك پخته میشد . خط روی شیشه های مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعداین 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند : تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ،خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الی 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...علت چه بود ؟خیلی ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می توانند بیندیشند . باورهای آدمی است كه در هر لحظهبه او القا میكند كه چگونه بیندیشد . اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است . انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند. انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی وثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت می روند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند . قانون زندگی قانون باورهاست . باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است . توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می كند .انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . دستاوردهای شما را در زندگی باورهای شما میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه هاست و اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی ...

|+| نوشته شده توسط ماه پری در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  |
 
 
بالا